مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩٧
معناى ماى نفى است و تقدير كلام اين است كه: ما أتى على الانسان زمان من الدهر الا و كان فيه شيئا مذكورا؛ هيچ روزگارى نيامد، و الاّ او در آن روزگار چيزى بود مذكور؛ يعنى هميشه معروف و مذكور و مشهور بود و چگونه مذكور نباشد آنكه نامش با نام خدا و رسول بر ساق عرش و بر در بهشت و بر سرادقات عرش و اوراق اشجار نبشته بود، پيش از خلق آدم على ما جاء فى الاخبار: مكتوبٌ على ساق العرش لا إله إلاّ اللّه ، محمّد رسول اللّه أيّدتهُ بعلىٍ و نصرتُه به» [١] .
١٤. لافتى الا على و لاسيف الا ذو الفقار
«وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالاْءِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ...» [٢] ؛ كسانى كه قبل از مهاجران در مدينه، جاى گرفتند و ايمان آوردند. بر طبق ديدگاه صاحب تفسير روض الجنان آيه فوق اشاره دارد به جريان غزوه احد و گردنه اى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اصحاب خود سفارش كردند در صورت پيروزى يا شكست مراقب آنجا باشند؛ اما هنگامى كه لشكر پيامبر صلى الله عليه و آله پيروز شدند، اصحاب جملگى مشغول جمع آورى غنائم شدند و كسى جهت مراقبت از آنجا و امتثال دستور پيامبر صلى الله عليه و آلهنماند، جز على عليه السلام: «راوى خبر گويد زيد بن وَهْب: عبداللّه مسعود را گفتم: از جمله صحابه جز ابو دجانه و سهل حنيف و على بن ابى طالب نماند؟ گفت: و اللّه لم يبق الاّ على بن ابى طالب؛ به خداى كه با رسول عليه السلام الاّ على نماند! و جماعتى از هزيمت شدگان آمدند، اولشان ابو دجانه و سهل بود. گفتم: تو كجا بودى؟ گفت: من از جمله رفتگان بودم. گفتم: تو را كه گفت اينكه مى گويى؟ گفت: سهل حنيف و ابو دجانه. سپس گفت: مرا تعجب آمد از ثبات على در مانند آن جايگاه. گفت: اگر شما را
[١] انسان (٧٦): آيه ١.[٢] روض الجنان، ج ٢٠، ص ٧٠.[٣] حشر (٥٩) آيه ٩.[٤] روض الجنان، ج ٥، ص ٣٩ ـ ٤٢.