مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٤
تحصيل ثواب؛ چه ايشان را گناهى نبود كه به توبه ساقط شود. محمدبن جرير گفت: اصل توبه، رجوع باشد من المكروه الى المحبوب. از اينجا بُوَد توبه بنده با خدا از معاصى و توبه خدا بر بنده آن بُوَد كه رجوع كند به او از عذاب به رحمت...». [١] همو در تفسير آيه ٣٦ سوره بقره: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ» گويد: «و توبه پيغمبران و امامان با خداى تعالى بر سبيل انقطاع و خضوع و فزع باشد با خداى تعالى. معنى قبول خداى تعالى توبه ايشان را ضمان خداى بود ثواب آن طاعت را. و مراد به قوله: «فَتابَ عَلَيْهِ» در آيه اين است چه عقاب در حق پيغمبران (صلوات اللّه عليهم اجمعين) ثابت نشود تا به اسقاط حاجت باشد». [٢] و نيز در تفسير آيه ١١٩ سوره توبه: «َقَد تَّابَ اللّه عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ» گويد: «بدان كه به نزديك ما توبه بر پيغمبران نه از گناه باشد، چه گناه بر ايشان روا نيست، نه صغيره و نه كبيره به هيچ وجه. و به نزديك ما توبه را اثر نبود در اسقاط عقاب؛ خداى تعالى اسقاط كند عند توبه به تفضّل. و حظّ توبه در تحصيل ثواب باشد و قبول توبه از خداى تعالى به معنى ضمان ثواب بود بر او. و توبه طاعتى است از طاعات و حظّ توبه ثواب بود، نه اسقاط عقاب. و توبه پيغمبران بر سبيل خشوع و خضوع و انقطاع بود با خداى تعالى. و توبه معصومان هم بر اين وجه باشد. اما توبه مهاجر و انصار و آنكه از ايشان عصمت او درست نشود، توبه او بر اين وجه بود. و توبه ديگران چون توبه ما باشد
[١] روح الجنان، ج ١، ص ٣٣٢.[٢] همان، ج ١، ص ١٥٠.