مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٤
اسقاط عقاب عند توبه، خداى كند به تفضّل؛ براى آنكه لفظ غفران و رحمت آورد، و آن كس كه كارى واجب كند، نگويند: رحمت مى كند و نه، مى آمرزد». [١] و در ذيل آيه چهار سوره هود اين حديث را نقل مى كند، و آن را به مذهب اماميه و بر مبناى خويش نمى پذيرد: «عبداللّه مسعود گفت: هر كه او سيئتى بكند، يكى سيئه بنويسند او را، و هر كه حسنتى بكند، او را ده حسنه بنويسند. اگر به آن سيئه كه كرده باشد، او را در دنيا عقوبتى كند، ده حسنه او را بماند مستخلص، و اگر نكنند يك حسنه برابر يك سيئه برود و نُه حسنه بماند او را. آن گه گفت: هلك من غلب آحاده أعشاره. و اين حديث بر مذهب ما درست نيايد؛ براى آنكه در او معنى احباط است». [٢] و در جاى ديگر از قول معتزله چنين گويد: «و معتزليان گفتند: چون بنده اجتناب كباير كند و ارتكابِ صغاير، خداى را نبود كه او را مؤاخذه كند بر صغاير. و به نزديك ما خداى را بود كه او را مؤاخذه كند به آن؛ براى آنكه آن مذهب را بنابر احباط و موازنه است، و به نزديك ما درست نيست آن». [٣] يكى از آيات مورد استناد معتزله و غير معتزله در مسئله احباط آيه ششم سوره زلزال است: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ...» . «ابن عباس گفت: هيچ مؤمن نباشد كه او عملى كرده باشد از خير و شر در دنيا، الاّ خداى با او نمايد؛ امّا مؤمن حسنات و سيئات با او نمايد، سيئات بيامرزد، و حسناتش ثبت كند، و امّا كافر را حسناتش رد كند و بر سيئاتش عذاب كند». [٤] و پس از نقل سخن ابن عباس گويد:
[١] روض الجنان، ج ٦، ص ١٠٧.[٢] همان، ج ١٠، ص ٢٢٩.[٣] همان، ج ٥، ص ٣٣٩.[٤] همان، ج ٢٠، ص ٣٦٩.