مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٩
«ربّ» برمى گردد؛ ولى توبه پذيرى از غير پيامبران، به معنى اسقاط عقاب است. {-٢-}
١٣. مسائلى در امر به معروف و نهى از منكر
ايشان در تفسير آيه: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [٢] ؛ «بايد از ميان شما جمعى به نيكى دعوت و امر به معروف و نهى از منكر كنند؛ آنها همان رستگاران اند»، مسائلى را يادآور مى شود: يك. بيشتر متكلمان معتقدند كه امر به معروف واجب كفايى است، ولى مذهب ما آن است كه فرض بر اعيان (واجب عينى) است. اين سخن از مفسر بزرگوار بسيار بعيد است؛ زيرا امر به معروف به اتفاق كلّ واجب كفايى است؛ بدين معنا كه بر همگان واجب است، ولى اگر فردى از مكلفين بدان قيام كند، از ديگران ساقط مى شود. بنابراين مانعى ندارد كه امر به معروف فرض بر اعيان باشد، ولى در عين حال در شمار واجبات كفايى قرار گيرد. دو. آيا امر به معروف و نهى از منكر واجب عقلى است يا واجب شرعى؟ ايشان نظريه دوم را برمى گزيند؛ چنان كه خواجه نيز بر همين نظر است. مى فرمايد: «الأمر بالمعروف الواجب واجب و كذا النهي عن المنكر واجب سمعاً؛ امر به معروف و نهى از منكر شرعاً واجب است»، و ما در بحث الهيات به وجوب عقلى آن معتقد شده ايم. [٣] سه. امر به معروف و نهى از منكر سه مرحله دارد: قلب، زبان، كردار (اعمال قدرت). چهار. آيا مرحله سوم كه از آن به اعمال سلاح تعبير مى كند، بدون اذن امام جايز است يا نه؟ وى نتيجه مى گيرد كه اين نوع امر به معروف و نهى از منكر جز به دستور
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٢٣٠ ـ ٢٣٢.[٢] آل عمران (٣): آيه ١٠٤.[٣] ر.ك: الالهيات، ج ٤، ص ٣٧٩.