مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٠٦
كه هر حكمى كه در اشكال سلسله بسته تر بودى، به او گشاده شدى؛ تا رسول صلى الله عليه و آلهگفت اورا: اقضاكم على، و صحابه گفتند: چنان مشكل مباد كه نه آن را ابوالحسن باشد». [١] و نيز در مقايسه حضرت امير با خضر مى نويسد: «در خبر است كه يك روز امير المؤمنين و خضر به هم رسيدند. اميرالمؤمنين او را گفت: كلمتى حكمت بگو تا از تو ياد بگيرم. خضر عليه السلام گفت: چه نيكوست تواضع توانگران درويشان را تقرب به خداى را. امير عليه السلام گفت: خواهى كه از اين نيكوتر شنوى؟ گفت: بياور. گفت: از آن نيكوتر تكبر درويشان بود به توانگران استوارى به خداى». [٢]
١٠. على وسيله رهايى از آتش دوزخ
اين مطلب در تفسير آياتى از قرآن آمده است؛ از جمله: «بَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلّا بِسِيمَاهُمْ» [٣] ؛ و ميان آن دو گروه حايلى است و بر اعراف مردانى هستند كه هر يك (از آن دو دسته) را از سيمايشان مى شناسند. «عمرو بن شيبه روايت كند كه رسول عليه السلام اميرالمؤمنين را گفت: اى على! پندارى كه در قومى نگرم كه فرداى قيامت عصايى از چوب عوسج به دست گرفته باشى و گروهى را به بهشت مى رانى و گروهى را به دوزخ و با دوزخ مقاسمه مى كنى كه: هذا لى و هذا لك؛ آن را دار كه از دشمنان است و اين را دست بدار كه از دوستان است. آن گه گفت: واللّه كه آتش على را مطيع تر باشد از آنكه بنده سيدش را. شاعر مى گويد:
[١] روض الجنان، ج ٣، ص ٣٨٥.[٢] همان، ج ٢، ص ٣٢٤؛ و نيز ج ٤، ص ٥٣.[٣] اعراف (٧): آيه ٤٦.