مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٠
چنان كه گفت: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا» . و معنى آنكه: اى آنان كه اظهار ايمان كرده ايد به زبان! ايمان آريد به دل. پس مُظهر ايمان را مؤمن خواند بر مجاز...». [١] و اما آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ...» [٢] كه به نظر مى رسد درباره مؤمنان مرتكب كبيره باشد، مى گويد: «چون اين آيت فرود آمد بر مسلمانان، بترسيدند و گفتند: يا رسول اللّه ! كيست از ما كه او بر خود ظالم نيست؟ پس امن از ما برخاست. رسول عليه السلام گفت: [اين ظلم ]خلاف آن است كه شما گمان بردى؛ اين ظلم كفر است. نبينى كه خداى تعالى چون حكايت كرد از آن بنده صالح، يعنى لقمان، [فرمود:] «يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ» [٣] . و معتزليان گفتند: هر كبيره كه احباط ثواب طاعت كند، داخل است در اين... و گفتند: دليل بر آنكه چنين است، آن است كه اگر نه چنين باشد، بايد مرتكب كبيره چون ايمان دارد، ايمن باشد و اين خلاف اجماع است». آن گاه ابوالفتوح رازى بر اساس ابطال احباط، شمول آيه اعم از كافر و مرتكب كبيره را نمى پذيرد؛ بلكه آيه را به دليل عقل و نقل مخصوص به كافران مى داند و در پاسخ به شبهه معتزله مى گويد: «جواب از اين آن است كه گوييم اين، آن گاه باشد كه آيت را بر عموم حمل كنند، و ظلم نفس و ظلم غير در او آرند. فاما چون به ادله عقل و قرآن و اخبار و قول صحابه و مفسران تخصيص كنند آن را به كفر، اين لازم نباشد». [٤] ٥. در مورد كفر ابليس كه معتزله بر اساس مبانى خود قائل اند كه كفر وى عبادتش را احباط نموده است، ابوالفتوح چنين گويد: «اگر گويد: چرا ابليس اعتراض كرد بر خداى تعالى، با اينكه دانست كه خداى تعالى جز حكمت و صواب نفرمايد؟ جواب گوييم: به نزديك ما چنين است كه
[١] روض الجنان، ج ٧، ص ٢.[٢] انعام (٦): آيه ٨٢.[٣] لقمان (٣١): آيه ١٣.[٤] روض الجنان، ج ٧، ص ٣٦٠ ـ ٣٦١.