مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٢
سوم آنكه هدى به معنى بيان و لطف باشد و ضلال به معنى خذلان بر سبيل عقوبت على كفرهم المتقدّم. و چهارم به معنى شرح صدر به بيان يا ضيق او هم بر آن وجه و اين مقارب وجه سوم است در معنى. و وجه اول لايق تر است. اينجا براى اينكه در آيه ذكر قيامت است من قوله: «كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ» و نيز آنچه مابعد اوست بر سبيل تعليل دليل اين مى كند من قوله: «إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللّهِ» و تقدير آن است كه: لأنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ . [١] همچنين در تفسير آيه ٣٤ سوره رعد: «وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ» گويد: «و اضلال اينجا، خذلان و تخليه بود، أوْ بمعنى الحكم عليهم بالضلال على وجه الذم و التوبيخ، يا به معنى اضلال از ره بهشت و ثواب و كس را بر هدايت او راهى نبود». [٢] همو در تفسير آيه پنجم سوره ابراهيم: «فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء» گويد: «و خداى اضلال آن كند و وجوه آن بگفتيم: از خذلان و تخليه و حكم و تسميه و حرمانِ ثواب و منع از طريق بهشت و اهلاك». [٣] ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٨٥ سوره آل عمران: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ» گويد: «سه وجه باشد اين ضلال را: ١. آنكه اصل اوست و هو الهلاك، اى الهالكون، من قوله تعالى: «أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ» [٤] ، أى هلكنا.
[١] روح الجنان، ج ٥، ص ١٤٦ .[٢] همان، ج ٦، ص ٤٩٥.[٣] همان، ج ٧، ص ٦.[٤] سجده (٣٢): آيه ١٠.