مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٠٤
حقيقت موت
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه سوم سوره ملك: «الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ» گويد: «اما قوله: «خلق الموت» ، حقيقت او آن است كه فعلى كند كه حيات عند آن منتفى شود از تخريب بنيه و ترجيح بعضى معانى بر بعضى از آنچه حيات محتاج است بدو، از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست، و يا سدّ مخارج روح؛ چون خناق و ضيق النفس و آنچه حيات بد و منتفى شود. [١] و مذهب دُرُست اين است كه گفتيم. و مذهب ابوعلى و ابوالقاسم بلخى آن است كه موت، معنى است». [٢] ابوالفتوح اضافه مى كند كه: «براى آن گفتيم كه او معنى نيست كه حكمى صادر نيست از او كه استدلال توان كرد بدو بر آنكه او معنى است...». [٣]
وعد و وعيد
ابوالفتوح رازى در ذيل آيه سيزدهم سوره مائده: «وَعَدَ اللّه ُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ» وعد و وعيد را چنين معنى كرده: «وَعَدَ خبرى باشد متضمن نفع موعود را و وعيد، خبرى بود متضمن مضرّت آن را كه وعيد به آن تعلّق دارد.
[١] شايد مراد ابوالفتوح آن است كه خلق موت، خلق بالعرض و حقيقت آن، امرى عدمى است.[٢] معنى در اصطلاح متكلمان چيزى است كه موجود باشد.[٣] روح الجنان، ج ١١، ص ٢٠٨ ـ ٢٠٩ .