مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٦
مختارند و از سوى كسى مجبور بر كفر نيستند. [١] و شايد بتوان گفت كه آيه «شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ» [٢] دليل ديگر باشد بر اينكه كفر و ايمان و طاعت و معصيت، به دست و اختيار بندگان است و در اين زمينه جبر حاكم نيست. [٣] از ادلّه ديگرى كه ابوالفتوح رازى با تمسك به آيه ٣٤ سوره يوسف در رد جبر مى آورد، بحث استجابت دعا است. در اين آيه آمده است كه خدا مى فرمايد: «فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ» و اگر چنان باشد كه مجبران مى گويند، ديگر استجابت دعا معنا ندارد؛ براى آنكه آنچه معصيت بود از عزم بر قبيح، همه از جانب خدا حاصل بود. [٤] بنابراين جاى جاى قرآن نشان مى دهد كه خداوند جبر را بر انسانها مستولى نكرده و بندگان خويش را در كفر، ايمان، طاعت و معصيت مختار قرار داده است. گفتنى است كه شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير آيه «وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ» [٥] مى نويسد: «اين آيه دليل بر آن است كه ذبايح مخالفان اسلام حرام است؛ زيرا نام خداى نبرند... و اما ذبايح مجبّره و مجسمه نيز به نزد ما روا نباشد و نشايد خوردن». [٦] بنابراين تجسيم و جبر از مسائلى است كه باعث شده ابوالفتوح نظر به عدم حليّت ذبايح آنان دهد.
هدايت و ضلالت
علامه حلى در كشف المراد، در شرح عبارات تجريد الاعتقادِ خواجه نصيرالدين
[١] روض الجنان، ج ٨، ص ٢١٦ ـ ٢١٨؛ ج ١٥، ص ٣١٨.[٢] توبه (٩): آيه ١٧.[٣] روض الجنان، ج ٩، ص ١٨٩.[٤] همان، ج ١١، ص ٦٨ ـ ٦٩.[٥] مائده (٥): آيه ٣.[٦] روض الجنان، ج ٦، ص ٢٣٧.