مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٥
وَصِيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ» كه ابوالفتوح در تفسير آن مى نويسد: «اين آيه من ادلّ الدليل است بر بطلان مذهب مجبّره كه ايشان گفتند: اعمالى كه بندگان مى كنند، از كفر و ايمان و معصيت و طاعت، فاعل آن بر حقيقت خداست. و خدا در اين آيه تصريح كرد كه آنچه مشركان كردند و گفتند و نهادند، نه من گفتم و نه من نهادم...». [١] ايشان در تأييد ديدگاه اختيار و نفى جبر به آيه ١١٢ سوره انعام تمسك كرده، مى گويد: «در آيه آمده كه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا... وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ» كه نشان مى دهد خداوند بر سبيل قهر و اجبار، نه مى خواهد و نه انجام مى دهد؛ براى آنكه اين چنين اراده اى منافى تكليف باشد و سپس فرمود: ايشان را به اختيار خود رها كن و به قهر منع مكن كه ايشان را مكافات باشد...». [٢] يكى ديگر از آياتى كه دلالت بسيارى بر بطلان قول مجبّره دارد، آيه «سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَكْنا... كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتّى ذاقُوا بَأْسَنا» است كه خداوند جبرگرايى آنان را به شدت محكوم نموده و براى آن عذاب آخرت را در نظر گرفته است. [٣] از آيات ديگرى كه ديدگاه مجبّره را رد مى نمايد، آيه «...أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ» [٤] است؛ زيرا اگر بنده بر ايمان و طاعت قادر نباشد، چرا در قيامت تمنّا كرده كه بار ديگر به دنيا باز گردد تا اعمال شايسته انجام دهد و اين دليل است كه در اين دنيا بندگان به وجدان مى يابند كه
[١] روض الجنان، ج ٧، ص ١٧٥ ـ ١٧٦.[٢] همان، ج ٨، ص ٧ ـ ٨ .[٣] همان، ج ٨، ص ٧٩ ـ ٨٢ .[٤] اعراف (٧): آيه ٥٣ .