مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩١
طاعات را اراده كرده و معاصى را كاره است و انسان را در افعال خويش مختار قرار داده است. اين عقايد مورد نقد اشاعره و اصحاب حديث قرار گرفت و در تك تك اين مسائل به مخالفت پرداختند. علامه حلى در كشف المراد به صورت مبسوط به اين مباحث مى پردازد و ديدگاه اماميه و اشاعره را توضيح مى دهد. [١] شيخ ابوالفتوح رازى بيشترين مباحث كلامى خود را به نقد جبر اختصاص داده و در جاى جاى تفسير انديشه جبريّان را به نقد كشيده است و از آياتى كه به نحوى مواضع جبرگرايانه آنان را تقويت مى كند، تفسيرى شيعى ارائه داده است. ما در اين بخش، مطالب را مقدارى از هم تفكيك كرده، مباحث كلى تر را ذيل بحث جبر و اختيار مى آوريم و در ادامه به مباحث هدايت و ضلالت، مشيّت و اراده الهى، عدم انجام قبيح از سوى خداوند و استحقاق ثواب و عقاب خواهيم پرداخت. انديشمندان اسلامى بحث جبر و اختيار را با عنوان خلق افعال عباد بحث كرده اند. سيد مرتضى در رساله اى با نام انقاذ البشر من الجبر و القدر به طور مبسوط به آن پرداخته است. وى مى نويسد: «[در اواخر قرن اوّل] فردى پديدار شد كه اعتقاد داشت تمام افعال عباد مخلوق خداوند است و نسبت اين افعال به انسانها مجازى است. اين فرد جهم بن صفوان بود. در مقابل، واصل بن عطا و عمرو بن عبيد، كه از معتزله بودند، قائل به عدل گشتند و مباحث در اين زمينه شروع شد...». [٢] خواجه نصير نيز در تلخيص المحصل بابى با عنوان افعال العباد بين الجبر و التفويض دارد. [٣] در اين زمينه، معتزله قائل به تفويض شدند و افعال عباد را از تحت قدرت، مشيّت و اراده الهى خارج كردند. اصحاب حديث رويكردى جبرگرايانه
[١] ر.ك: كشف المراد، ص ٤١٧ ـ ٤٦٦.[٢] رسائل شريف مرتضى، ج ٢، ص ١٨١.[٣] تلخيص المحصل، ص ٤٧٧.