مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٦
ادراك به نفس خود متعدّى است. لايقال: ادركت بكذا، و انما يقال: ادركت كذا، و لا يقال: احطته، انما يقال احطت به علما. قال الله تعالى: «أَنَّ اللّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً» [١] . و قال: «إِنَّ اللّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ» [٢] . پس ادراك فى قوله تعالى: «حَتّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ» [٣] ، به معنى لحوق است؛ چنان كه حكايت كرد از قوم موسى كه گفتند: «إِنّا لَمُدْرَكُونَ» [٤] ، اى لملحقون. اما دليل بر آنكه هر مدحى كه به نفى باشد در اثباتش نقص بود، آن است كه معلوم شده است كه نفى نقيض اثبات است و مدح نقيض ذم چون نفى امرى از امور مدح باشد كسى را به همه حال اثباتش نقص باشد، اين از قضيه عقل است. كسى گويد فلان ظلم نكند و دروغ نگويد و غيبت و بهتان ننهد و مى نخورد مدح است چون گويد اين چيزها كند ذم است. و عقلا در اين خلاف نكنند و خداى تعالى در كتاب مجيد در مدح خود چنين فرمود از اين معنى كه: «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» [٥] ؛ او را خواب نگيرد، نه اندك و نه بسيار. وقوله: «مَا اتَّخَذَ اللّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ» [٦] ؛ گفت: فرزندى نگرفت و با او خدايى نيست. وقوله: «مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً» [٧] و قوله: «لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ» [٨] و قوله: «لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» [٩] ، و قوله: «إِنَّ اللّهَ لا يَظْلِمُ النّاسَ شَيْئاً» [١٠] ، اين جمله كه از خويشتن نفى كرد از زن و فرزند و مثل و مانند و همتا و انباز و خواب و ظلم، اين جمله مدح است او را اگر اثبات كنند اين جمله را يا بعضى را از اين در هر حال كه باشد از حالات در دنيا و آخرت در اثباتش نقص باشد. همچنين
[١] طلاق (٦٥): آيه ١٢.[٢] آل عمران (٣): آيه ١٢٠.[٣] يونس (١٠): آيه ٩٠.[٤] شعرا (٢٦): آيه ٦١.[٥] بقره (٢): آيه ٢٥٥ .[٦] مؤمنون (٢٣): آيه ٩٠.[٧] جن (٧٢): آيه ٣.[٨] اسرا (١٧): آيه ١١١.[٩] اخلاص (١١٢): آيات ٣ ـ ٤.[١٠] يونس (١٠): آيه ٤٤.