مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٣
الوان چه خواهد بودن!». [١] از آيات ديگرى كه اشاعره در تأييد ديدگاه خود به آن تمسك كرده اند، آيه «قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللّهِ» [٢] است. شيخ ابوالفتوح در تفسير اين آيه مى نويسد: «اصل ملاقات و لقاء در لغت مقابله بود تا مقاربت و حقيقت آن بر خدا روا نباشد... و اين از صفات اجسام باشد. هر كجا در قرآن و اخبار آيد، كنايت بود از حضور به موقف قيامت براى جزاى اعمال و تقدير: قال الذين يعلمون انهم ملاقوا ثواب الله، و كذا قوله: «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ...» [٣] ، اى لقاء ثواب ربّه». [٤] شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير آيه «فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ» [٥] دوباره همان مطالب را تكرار مى كند و مى نويسد: «در اين آيت چند دليل است بر صحت مذهب ما از چند وجه: يكى آنكه گفتيم موسى سؤال رؤيت نكرد براى خود و براى قوم... ديگر آنكه فرمود: «فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ... فَأَخَذَتْهُمُ الصّاعِقَةُ» . چون سؤال رؤيت كردند كه گناه عظيمى بود، صاعقه آمد و صاعقه آمدن دليل بطلان ديدن است...». [٦] ايشان همچون موارد قبل لقا و ملاقات را به ثواب پروردگار تفسير كرده و در آيه «وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى...» [٧] مى نويسد: «در آيت حجتى نيست نه مشبهه را و نه اشاعره در اثبات رؤيت؛ براى آنكه مخصوص به كفار و به اتفاق كافران خداى را نخواهند ديدن. و اما آنچه مشبهه گفتند از تجسيم، ظاهر فساد است؛ براى آنكه مشاهده و وقوف حقيقت جز با
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٢٩٦ ـ ٢٩٧.[٢] بقره (٢): آيه ٢٤٩.[٣] كهف (١٨): آيه ١١٠.[٤] روض الجنان، ج ٣، ص ٣٧٣.[٥] نسا (٤): آيه ١٥٣.[٦] روض الجنان، ج ٦، ص ١٧٣ ـ ١٧٤.[٧] انعام (٦): آيه ٣٠.