مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٢
و اين چنين شيخ ابوالفتوح رازى در تعريف ايمان و متعلقاتش راه متكلمان اماميه را پيمود و ايمان و كفر را افعال قلوب خواند و عمل را از تعريف ايمان خارج كرد.
رؤيت الهى
از موضوعات مورد اختلاف بين مذاهب اسلامى، بحث ديدن خداوند در قيامت با چشم سر است. اصحاب حديث، ماتريديه و اشاعره قائل به ديدن خداوند در قيامت با چشم سر هستند؛ ولى اماميّه، زيديه، اسماعيليه و معتزله آن را انكار كرده و گفته اند خداوند جسم نيست تا بتوان آن را با چشم ديده شود. هر طايفه براى خود ادله اى آورده تا بتواند ديدگاه خويش را موجه جلوه دهد. شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير خود به نقد ديدگاه اشاعره و اصحاب حديث در اين زمينه پرداخته و آياتى را كه اشاعره به آنها تمسك كرده اند، تأويل نموده است. ايشان در ذيل آيه «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤمِنَ لَكَ حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصّاعِقَةُ» [١] مى نويسد: «در اين آيت دليل است بر بطلان قول آنان كه گفتند: سؤال رؤيت موسى كرد و از خود گفت؛ چه خداى تعالى به صريح لفظ حوالت سؤال رؤيت با ايشان كرد كه «حَتّى نَرَى اللّهَ جَهْرَةً» . و دگر آنكه صاعقه كه از آسمان آمد، بر ايشان افتاد... در دگر آيت نيز چنين است: ... «فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللّهَ جَهْرَةً» [٢] ... و نصيب ايشان صاعقه آمد و نصيب موسى به حقِ جوار و هم صحبت بودن بى هوشى آمد و نصيب كوه... پاره پاره شدن. ندانم تا نصيب آن كسى كه از صميم دل اعتقاد كند كه خداى را معاينه بر سبيل جهرة بخواهد ديدن، چو رؤيت اجسام و
[١] بقره (٢): آيه ٥٥.[٢] نسا (٤): آيه ١٥٣.