مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٨
ابوحنيفه است. دگر آنكه چون اعتقاد خبيث ايشان عند قول ايشان ظاهر شد، خدا اعتقاد را قولى خواند. رمّانى [١] گفت: كفر، تضييع حق نعمت باشد، يا به جحود و يا به آنچه جارى مجراى آن بود در عِظَم جرم. و اينكه او گفت كفر عرفى است نه اصطلاحى و او را كافر نعمت گويند». [٢] يكى از آياتى كه به نوعى ديدگاه اصحاب حديث را تأييد مى كند، آيه «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا» [٣] است. در اين آيه عمل در تعريف ايمان آمده است و مؤمنان كسانى معرفى شده اند كه عمل مى كنند. شيخ ابوالفتوح جواب مى دهد: «اين دليل الخطاب است كه نزد ما باطل است». [٤] به احتمال بسيار دليل الخطاب همان مفهوم وصف است كه نزد اكثر اصوليان حجيت ندارد. ايشان در ادامه به نقل قولى از حسن بصرى استناد كرده و گفته: «از حسن بصرى پرسيدند: تو مؤمنى؟ گفت: ايمان دو گونه است. اگر ايمان به خدا و پيامبر و قيامت منظور است، من مؤمن هستم و اگر ايمان يعنى آيه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» [٥] ، من نمى دانم كه از ايشان هستم يا نه؟ و اين قول حسن بصرى دليل صحت مذهب مادر تعريف ايمان است كه اولين گونه، مجرد ايمان است و دومين گونه فضل ايمان...». [٦] از موضوعاتى كه در باب ايمان از آن بسيار بحث مى شود، حكم مرتكب كبيره است. خوارج آنان را كافر دانستند و اباضيه ـ يكى از فرق موجود و معتدل خوارج كه خارجى بودن خود را انكار مى كنند ـ اين كفر را به كفر نعمت تعبير كرده اند.
[١] از بزرگان معتزله.[٢] روض الجنان، ج ٧، ص ٩٦ ـ ٩٧.[٣] انفال (٨): آيات ٣ ـ ٤.[٤] روض الجنان، ج ٩، ص ٦٢.[٥] انفال (٨): آيه ٢.[٦] روض الجنان، ج ٩، ص ٦٢.