مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٧
وى در جاى ديگرى از كتابش، به نقد معتزله پرداخته و نوشته: «معتزله گفتند چون خداوند، مست را از نماز منع كرد، دليل آن است كه مؤمن نيست، ولى خود آيه خلاف آن را مى رساند؛ زيرا خداوند در آيه با «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» شروع كرده كه نشان مى دهد مست نيز مؤمن است و اگر منع صلاة كرده، يعنى نماز در حال مستى مورد قبول من نيست». [١] البته گاهى اوقات آياتى در قرآن وجود دارد كه خلاف ديدگاه ابوالفتوح است. ايشان در تفسير آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ» [٢] مى نويسد: «لفظ اول خطاب با مؤمنان است و بر وجه حقيقت؛ يعنى: اى كسانى كه بر ايمان استقامت نموده ايد، ولى لفظ دوم مجاز است و معنى آن است كه استدامت كنى بر ايمان به تجديد او، حالاً بعد حال؛ زيرا ايمان از باب معارف و علوم است و لايبقى بايد تجديد كردن و اين قول زجاج و بلخى و جبائى است». [٣] وى در تفسير ديگرى از ايمان مى نويسد: «ايمان عبارت است از مجموع علومى كه تا مجتمع نباشد، ايمان نباشد...». [٤] و در جايى ديگر به تعريف كفر مى پردازد و مى نويسد: «كفر جحود به دل باشد آن را كه واجب باشد كه به اقرار دهند و از قبيل اعتقاد باشد و آن را به افعال جوارح هيچ تعلق نيست. اگر گويند: چرا در اين آيه [ «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ» [٥] ] قول را كفر خواند؟ گوييم: از اين دو جواب است: يكى آنكه مراد به قول، مذهب و اعتقاد است؛ چنان كه گويند: اين قول
[١] روض الجنان، ج ٥، ص ٣٧١.[٢] نسا (٤): آيه ١٣٦.[٣] روض الجنان، ج ٦، ص ١٤٩ ـ ١٥٠. (جبايى و بلخى دو متفكر بزرگ معتزلى و زجاج از اصحاب حديث و مفسر است)[٤] همان، ج ٦ ص ١٧٢ و نيز ج ١٧، ص ١٥٤.[٥] مائده (٥): آيات ١٧ و ٧٢.