مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٦٥
١١٩ و سجده: ١٣]؛ بالاخص آيه «يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ» [١] گفتند: خداى تعالى بفرمايد مستحقان دوزخ را از كفار و فساق تا به دوزخ مى رانند و به دوزخ فرو مى كنند و دوزخ ايشان را فرو مى خورد و استزادت مى كند و زياده مى خواهد. فيضع الجبّار قدمه عليها؛ خداى متعال قدم خود در دوزخ كند، دوزخ پر شود و با هم جهد و متقاصر شود و گويد: قط قط؛ يعنى بس بس. تا چنان شود كه در او جاى سوزنى نباشد؛ اين خبرى است منكر الظاهر. براى آنكه اقتضاى جسميّت مى كند.... امّا طريق ما در اين خبر دو طريق است: يكى آنكه اعتداد نكنيم و گوييم اخبار آحاد است كه ايجاب علم نكند و آنچه ما را به ادلّه قاطعه درست شده باشد، آن رها نكنيم به خبر واحد؛ يا آنكه آن را تأويل كنيم موافق لغت بر وجهى كه در او تشبيه و تجسيم نباشد و گوييم: روا بود كه مراد به قَدَم، گروهى باشند كه خداى ايشان را تقديم كند... تا دوزخ از ايشان پر شود و عرب هر متقدمى را قَدَم خواند... . و اين تأويل از نَضر شُمَيل و خليل احمد و عبداللّه مبارك و وهب حكايت كردند. عبداللّه مبارك گفت: مراد به قَدَم قومى اند كه در سابق علم خداى تعالى برفته كه ايشان اهل دوزخ اند... و وهب روايت كرد كه مراد قومى اند... پيش از آدم... همه كافر بودند... براى آن قَدَم خواند كه خلق ايشان بر خلق آدم متقدّم بود... دليل ديگر آن است كه در آخر حديث آمده: و لا يظلم الله من خلقه أحدا. اين دليل آن باشد كه مراد از اين حديث، خلق است». [٢] شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير آيه «قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللّهِ» [٣] مى نويسد:
[١] ق (٥٠): آيه ٣٠.[٢] روض الجنان، ج ١٨، ص ٧٦ ـ ٧٤.[٣] بقره (٢): آيه ٢٤٩.