مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٦٣
و عمق را براى وى ثابت كرد و چون گفت: لا كالاجسام، آنچه را اثبات كرده بود، نفى نمود. بنابراين اگر مراد در لا كالايدى، يعنى او دست جارحه ندارد، همان ديدگاه ماست؛ يعنى دستهاى ديگران جارحه است و دست در حق او معناى جارحه ندارد. اما اقسام يد از پنج قسم بيرون نيست: ١. به معناى جارحه...؛ ٢. به معنى نعمت...؛ ٣. به معنى قدرت و قوّت...؛ ٤. به معناى ملك و تصرف...؛ ٥. به معنى تولاى فعل به نفس خود...؛ مثل قوله تعالى: «ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ» [١] . اما مراد به يد در آيه، نعمت است... و منظور از يداه، نعمت دين و دنيا باشد و يا نعمت دنيا و آخرت و يا...». [٢] يكى ديگر از آيات بحث برانگيز قرآن در باب تشبيه و تجسيم الهى، آيه «يَدُ اللّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» [٣] است كه بحثهاى فراوانى را در باب ماهيت الهى در برداشته است. ابوالفتوح رازى در تفسير و تأويل آيه با توجه به شأن نزول آيه، كه درباره بيعت حضرت رسول با صحابه خويش در صلح حديبيه است، مى نويسد: «دست خدا است كه بالاى دست ايشان است. اين براى آن گفت كه رسول عليه السلامدست در دست ايشان دادى در حال بيعت و گفت: همان انگار كه دست رسول عليه السلامبه منزلت دست اوست؛ اگر او را دست بودى ـ تعالى عن الجارحه». وى كه به مجاز در قرآن معتقد است و در موارد متعدد به مجازات قرآن تصريح دارد [٤] ، اين آيه را بر نحو مجاز دانسته و براى آن شواهدى نيز آورده و در ادامه به تأويلهايى كه مفسران درباره يداللّه كرده اند، پرداخته و نوشته:
[١] آل عمران (٣): آيه ١٨١.[٢] روض الجنان، ج ٧، ص ٥١ ـ ٥٥ .[٣] فتح (٤٨): آيه ١٠.[٤] براى مثال ر.ك: روض الجنان، ص ١٤٢، ١٥٤، ٢١٣، ١٦٤، ٢٢٠، ١٦٢، ١٨٦، ٢٥١ كه به مجازات قرآن تصريح نموده است.