مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٦٢
اللّه عذابهم... اما در اين آيه اين وجوه حاجت نيست... اتيان در اينجا بر حقيقت خود است... و معنا اين است كه: گويا كافران انتظار محالى دارند و خواهان آمدن من به نزد ايشان در ظلّه هاى ابر با فرشتگان، و اين را خداوند بر سبيل استحاله و استبعاد گفت... و اين بر سبيل تهكّم و سخريت گفت و داند كه همه عاقلان استحالت اين حديث به ضرورت دانند...». [١] يكى ديگر از آياتى كه اصحاب حديث براى اثبات جسمانيت خداوند به آن تمسك مى كنند، آيه ٦٤ سوره مائده است. [٢] خداوند در اين آيه از قول يهود نقل مى كند كه يهود قائل است: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ» و خداوند بدون اينكه اصل دست داشتن خود را ردّ كند، بسته بودن دست خود را رد مى كند و در جواب مى فرمايد: «غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ» . شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير و تأويل اين آيه مى نويسد: «...غرض يهود در اين آيه تجسم الهى نبود و آنكه براى خدا اثبات دستى جارحه كنند؛ بلكه غرض ايشان وصف او به بخل بود و عرب از نعمت به يد كنايه كنند؛ براى آنكه در غالب موارد امساك به دست باشد؛ همچون جود...». وى در ادامه اشعار متعددى در تأييد ديدگاه خويش آورده و تفسير حسن بصرى، مجاهد و سُدّى را در اين زمينه ذكر كرده و در پايان گفته است: «اما يد به معناى جارحه در حق خداى متعال روا نباشد؛ از آنجا كه به ادله قاطعه ثابت شده كه او جسم نيست. اما آن چه كه مشبهه و جماعتى از اهل اخبار گفتند كه: للّه ِ يد لا كالايدى ، اگر مراد جارحه است، تناقض باشد؛ مثل آن كسى كه گفته: او جسمى است لا كالاجسام و اين تناقض است. اگر گفت جسم است، طول و عرض
[١] روض الجنان، ج ٣، ص ١٦٦ ـ ١٦٩.[٢] ر.ك: العقائد السلفيّه بأدلتها النقليّه و العقليّه، ج ١، ص ١١٥ ـ ١٢٠ .