مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٦٠
تشبيه و تجسيم خداوند
خداوند متعال در قرآن كريم خود را به صفاتى وصف كرده كه از آنها با عنوان صفات خبرى ياد مى شود. اين صفات غالبا موهم تشبيه است كه مهم ترين آنها عبارت اند از: استواى بر عرش، دست و پا، حركت خداوند و امثال آن. انديشمندان اسلامى در مقابل اين آيات چند دسته شده اند. براى فهم بهتر ديدگاههاى گوناگون، عبارت شهرستانى را در اين زمينه ذكر مى كنيم. وى مى نويسد: «جماعت زيادى از سَلَف صفات بسيارى براى خداوند ذكر كرده و بين صفات ذات و صفات فعل فرقى نگذاشته اند. همچنين صفات خبرى را مثل يدين و وجه را براى خدا ثابت دانسته و آن را تأويل نكرده اند... چون معتزله اين صفات را نفى مى كنند، به آنان معطّله و به مثبتين، صفاتيه گويند. پافشارى بعضى از علماى سلف بر اين صفات، تا حد تشبيه به صفات مخلوقين بوده است؛ ولى بعضى ديگر در تأويل توقف كرده و گفته اند كه مى دانيم خدا شبيه مخلوقات نيست، ولى معناى آن را نمى دانيم؛ مثل «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» و يا «خَلَقْتُ بِيَدَيَّ...» . امّا عده اى از متأخرين بر تشبيه تأكيد داشته و در تشبيه صرف وارد شده و مثل قرائين يهود [١] گرديده اند. اما سلفى كه متعرض تأويل نشدند، مالك بن انس، احمد بن حنبل، سفيان ثورى، داوود بن على اصفهانى و پيروان آنها هستند.... زمان گذشت تا اينكه عبداللّه بن سعيد كُلاّبى [معروف به ابن كلاب]، ابوالعباس قلانسى و حارث بن اسد محاسبى ظهور كردند و به علم كلام مشغول شدند و به تأييد ديدگاه سلف پرداختند...؛ تا اينكه ابوالحسن اشعرى ظهور كرد و اسم صفاتيه، جاى خود را به اشاعره داد و چون مشبّهه و كراميّه نيز از صفاتيه هستند، ما صفاتيه
[١] به تازگى چند تن از اسلام شناسان غربى به تأثيرپذيرى قرائين يهود از معتزله پرداخته و مقالاتى در اين زمينه در مجلات غربى چاپ كرده اند.[٢] ملل و نحل، ج ١ ص ٨٤ ـ ٨٥ .[٣] يوسف (١٢): آيه ٨٢ .[٤] فجر (٨٩): آيه ٢٢.[٥] نحل (١٦): آيه ٢٦.[٦] روض الجنان، ج ٣، ص ١٦٦ ـ ١٦٩.[٧] ر.ك: العقائد السلفيّه بأدلتها النقليّه و العقليّه، ج ١، ص ١١٥ ـ ١٢٠ .[٨] آل عمران (٣): آيه ١٨١.[٩] روض الجنان، ج ٧، ص ٥١ ـ ٥٥ .[١٠] فتح (٤٨): آيه ١٠.[١١] براى مثال ر.ك: روض الجنان، ص ١٤٢، ١٥٤، ٢١٣، ١٦٤، ٢٢٠، ١٦٢، ١٨٦، ٢٥١ كه به مجازات قرآن تصريح نموده است.[١٢] روض الجنان، ج ١٧، ص ٣٣٠ ـ ٣٣١.[١٣] از صفحه ٤٦١ تا ٤٧٢ درباره «ماجاء فى اثبات اليدين» است.[١٤] ر.ك: التوحيد، ص ٢٥٣ ـ ٢٥٨، باب ان الله على العرش، و ص ١٩٦ ـ ٢٠٨، باب من صفاته يداه.[١٥] صحيح بخارى، كتاب الايمان، باب ١٢؛ صحيح مسلم، كتاب الجنّه، حديث ٣٥ ـ ٣٨؛ سنن ترمذى، كتاب الجنّه، باب ٢٠؛ مسند احمد بن حنبل، ج ٢، ص ٢٦٩ و ٥٠٧ و ج ٣، ص ١٣؛ الاسماء و الصفات، ج ٢، ص ٥ ـ ٢٠.[١٦] ق (٥٠): آيه ٣٠.[١٧] روض الجنان، ج ١٨، ص ٧٦ ـ ٧٤.[١٨] بقره (٢): آيه ٢٤٩.[١٩] كهف (١٨): آيه ١١٠.[٢٠] روض الجنان، ج ٣، ص ٣٧٣.