مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥٥
اهل سنّت اگر چه در جبر با وى موافق اند، ولى به سبب عقايد ديگرش به شدت با وى به مخالفت پرداخته و او را سرزنش كرده اند. احمد بن حنبل رساله اى با عنوان الرّد على الجهميه دارد و شايد شيخ ابوالفتوح رازى در بسيارى از موارد كه مجبّره را نقد و ردّ نموده، جهميه را نيز نظر داشته است؛ زيرا مقدسى در احسن التقاسيم در قرن چهارم مى آورد كه ترمذ، همه بر مذهب جهم بن صفوان بودند. [١] ابوالفتوح رازى در تفسيرش فقط به عقيده حدوث علم الهى جهم بن صفوان اشاره مى كند و مى نويسد: «آيه «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» [٢] دليل است بر بطلان مذهب جهم كه گفت: خداى تعالى عالم است به علمى محدث و سهو بر او روا باشد». [٣]
نجّاريه
نجاريه يكى از فرقه هاى جبريّه است كه در قرن دوم هجرى به وسيله حسين بن محمد بن عبداللّه نجار [٤] پايه ريزى شد. افكار وى تركيبى از افكار معتزله و اصحاب حديث (سلفيه) است. اشعرى از اين فرقه به صورت مستقل نام برده [٥] كه نشان مى دهد نه از معتزله محسوب مى شود و نه از اصحاب حديث. از افكار وى كه شبيه معتزله است، مى توان به موارد زير اشاره كرد: الف) نفى صفات الهى و عدم تشبيه صفات خداوند به مخلوقات، بالاخص در صفات ذات؛
[١] احسن التقاسيم، ص ٤٧٤.[٢] بقره (٢): آيه ٢٥٥ .[٣] روض الجنان، ج ٣، ص ٤١٢.[٤] درباره نجار ر.ك: فهرست، ص ٢٢٩؛ سير اعلام النبلاء، ج ٩، ص ٢٢٢؛ اعلام زركلى، ج ٢، ص ٢٥٣.[٥] شهرستانى در ملل و نحل، ص ٨١ يادآورى مى كند كه كسب نجّاريه در قرون بعدى به وسيله ابوالحسن اشعرى تأييد شد.