مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥١
آمده كه حضرت امير در خطبه اى فرمود: ليس منّا من لم يؤمن بالقدر خيره و شرّه... . علامه حلى در شرح تجريد وجوهى را براى تشابه مجبّره به مجوس آورده است ... . ولى قيلى گفته كه قدريه در اين روايت از اوصاف مفوّضه است نه جبريّه و روايات ديگر ائمه آن را تأييد مى كنند... و قدماى محدثين اثنا عشريه همچون مصنف، قدريه را بر مفوّضه (معتزله) اطلاق مى كردند.... شيخ صدوق اين روايت را در توحيد به پنج سند ديگر و طبرسى در احتجاج آورده اند». [١] اهل سنت به اتفاق اين روايت را بر معتزله اطلاق كرده اند [٢] و مستشرقين با تأثير پذيرى از اهل سنت قدريه را پيش قراولان معتزله دانسته و بر غيلان دمشقى و معبد جُهنى منطبق ساخته اند. [٣] شهرستانى در اين زمينه مى نويسد: «معتزله به قدريه ملقّب شده و گفته اند قدريه بر كسانى اطلاق مى شود كه قائل به قَدَر، خير و شرش هستند؛ ولى صفاتيه (اصحاب حديث و اشاعره) قدريه را در تقابل با جبريه ديده اند». [٤] با تمام اين اوصاف و با توجه به قدمت روايت و تمسّك بسيارى از بزرگان مذاهب مختلف به آن، ابن جوزى در الموضوعات آن را از موضوعات دانسته و از ابوحاتم رازى نقل كرده است كه اين حديث باطل است. [٥] ابوالفتوح رازى با ذكر اين
[١] مرآة العقول، ج ٢، ص ١٧٨ ـ ١٨٣؛ كشف المراد، ص ٤٣٤ ـ ٤٣٥؛ التوحيد، ص ٣٨٣ ـ ٣٨٠ و ٤٨٥؛ عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ١٢٧.[٢] شرح اصول اعتقاد اهل السنة و الجماعة، ج ١، ص ٣٥٦ ـ ٣٦٠؛ الابانة عن شريعة الفرقة الناجية، ج ١ ص٨، ٤٨٩ ـ ٥١٢، باب ما روى فى المكذبين فى القدر.[٣] فرقه هاى اسلامى در سرزمين شام در عصر اموى، ترجمه حميدرضا شيخى، ص ٢٩ و ٣٩.[٤] الملل و النحل، ج ١، ص ٤٩.[٥] كتاب الموضوعات، ج ١، ص ٢٧٥ ـ ٢٧٦ .