مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٥٩
رهگذرى را و اسراف مكن اسراف كردنى «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً» و در آيه ٢٧ آمده است: «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً» »؛ «كه اسراف كنندگان باشند برادران ديوان و بوده است ديو خدايش را كافر». [١] درباره تبذير كه اهل آن «برادران شيطان» خوانده شده اند، مؤلف روض الجنان مى نويسد: «گفتند نفقه معصيت است، يكى از عبداللّه مسعود پرسيد كه: تبذير چه باشد؟ گفت: مال خرج كردن نه در حق خود». [٢] در پاسخ به اين پرسش كه چرا خداوند متعال اسراف كنندگان و ولخرجان را «برادران شياطين» ناميده است، مى گويد: «عرب هر ملازم قومى كه بر طريقت ايشان باشد، گويند: او برادر اوست، يقال: فلان اَخو الحَرب و اخو السِّلم». [٣] بنابراين مسرفان قرينان و ملازمان اهريمن و با او همراه و همگام اند. و در انتها «كفور بودن اهريمن» را به ناسپاسى او نسبت به پروردگارش تفسير كرده است: «و شيطان هميشه كافر نعمت بوده است در خداى خود». [٤] در آيه ٤٤ سوره مريم، ابراهيم عليه السلام به عموى خود هشدار مى دهد و از او مى خواهد كه شيطان را كه هماره از فرمان خداوند سرپيچى كرده است، نپرستد؛ سپس به او مى گويد: «يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا» [٥] ؛ «پدر! من مى ترسم كه به تو رسد عذابى از خداى، پس باشى ديو را يارى». [٦] مؤلف روض الجنان از فرّا نقل مى كند كه در اينجا خوف به معناى علم است: «علم را خوف خواند كه عذابى از خداى به تو رسد كه تو يار شيطانى، و معنى
[١] روض الجنان، ج ١٢، ص ٢٠١.[٢] همان، ص ٢١٤.[٣] همان.[٤] همان.[٥] مريم (١٩): آيه ٤٥.[٦] روض الجنان، ج ١٣، ص ٨٤.