مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٥٣
ابليس باشد. عبداللّه عباس و قتاده و مجاهد گفتند ابليس را سواران و پيادگانند از جنّ و انس». {-٤-}
١٢. شيطان دشمن آشتى ناپذير انسان
ذيل آيه پنجم سوره يوسف: «... إِنَّ الشَّيْطانَ لِلاْءِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ» ؛ «ديو مردم را دشمنى است آشكارا». [٢] مؤلف روض الجنان به خصومت عريان اهريمن با نوع بشر اشاره كرد و از هشدار يعقوب به يوسف درباره اغواى برادرانش از سوى ابليس سخن گفته است، بدين ترتيب كه «ايشان را اغرا كند به كيد با تو كه شيطان دشمنى است آشكارا آدمى را». [٣] ذيل آيه ٥٣ سوره اسرا: «إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلاْءِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً» ؛ «ديو آدمى را دشمنى بوده است آشكارا». [٤] درباره موضوع مورد بحث مى نويسد: «شيطان هميشه آدمى را دشمنى ظاهر بوده است، قديماً و حديثاً، از عهد آدم و تا به دامن قيامت». [٥] پس از سرپيچى ابليس از سجده بر آدم، در گفت و گويى كه او با خداوند دارد، مى گويد: اگر تا روز قيامت به وى مهلت داده شود، آدميزادگان ـ جز اندكى ـ را ريشه كن خواهد كرد: «لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاّ قَلِيلاً» . [٦] ابوالفتوح در تفسير اين موضوع مى نويسد: «يعنى ايشان را چنان كه من خواهم رسن در حنك [٧] بسته مى گردانم». [٨] در سوره قصص داستان موسى عليه السلام به تفصيل ذكر شده است. در آيه پانزده اين سوره، از ورود موسى به شهر و درگير شدن او با مردى قبطى كه از دشمنان وى
[١] روض الجنان، ج ١٢، ص ٢٤٧.[٢] همان، ج ١١، ص ٢.[٣] همان، ص ١٢.[٤] همان، ج ١٢، ص ٢٢٤.[٥] همان، ص ٢٣٣.[٦] اسرا (١٧): آيه ٦٢.[٧] زير چانه (معجم الوسيط، ذيل ماده حنك).[٨] روض الجنان،ج ١٢، ص ٢٤٦.