مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٥١
١٠. تمثّل بشرى اهريمن
در آيه ٤٨ سوره انفال آمده است: «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللّهَ وَ اللّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ» ؛ «و چون بياراست ايشان را ديو كردارهاى ايشان، و گفت نبود غلبه كننده شما را امروز از مردمان، و به درستى كه من همسايه ام شما را، پس چون فراهم رسيدند دو گروه برگشت ديو پسِ پشتهايش و گفت: من بيزارم از شما كه من مى بينم آن چه نمى بينند شما، كه من مى ترسم از خدا و خداى سخت عقوبت است». [١] مؤلف روض الجنان درباره سبب نزول اين آيه و آيه پيش از آن، كه درباره خروج اهل مكه و ماجراى غزوه بدر است، مى گويد كه چون قريش خواستند از مكه به جانب بدر بيرون آيند، ابليس براى تقويت و اطمينان و آرامش خاطر آنان در سيماى سراقة بن مالك، از قبيله بنى كنانه كه با قريش دشمنى داشتند، «بيامد با لشكرى... و گفت قريش را: «لا غالِبَ لَكُمُ» ؛ امروز از همه آدميان كس شما را غالب نشود». «وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ» ؛ و من همسايه و پناه شما ام». [٢] «چون ايشان اين بشنيدند، گفتند: ما از بنى كنانه ايمن شديم با سراقه بيرون آمدند و روى به بدر نهادند و شيطان با ايشان بود. راست كه دو لشكر روى به هم آوردند و مدد فريشتگان از آسمان برسيد، ابليس... بگريخت و گفت: من بيزارم از شما كه من آن مى بينم كه شما نمى بينى. كلبى گفت: [اهريمن] دست در دست حارث بن هشام نهاده بود، در صف مشركان بر صورت سراقه. چون فريشتگان را بديد، دست از دست او بگرفت و پشت به هزيمت داد. حارث گفت: يا سراقه، كجا مى روى در مثل اين حال؟ شرم ندارى كه ما را رها مى كنى در چنين حال! گفت: تو
[١] روض الجنان، ج ٩، ص ١١١ ـ ١١٢.[٢] همان، ص ١٢٧.