مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٤٨
گريبانگير مسلمانان گشته بود و آنان را مى آزرد، مى نويسد: «مسلمانان چون [به بدر] برسيدند، مشركان بر سر چاه بدر فرود آمده بودند و آب به دست گرفته بودند...و تشنگى غالب شد بر مسلمانان و شيطان وسواس آورد ايشان را و گفت: شما دعوى مى كنى كه پيغامبر خداى در ميان شماست و شما اولياى خدايى و مشركان شما را بر آب غلبه كردند و شما اينجا ماندى بر زمين خار كه قرار قدم نيست بر او، بعضى جُنُب و بعضى مُحْدِث و تشنه و متحيّر، چگونه اوميد دارى كه شما را بر ايشان ظفر و غلبه باشد؛ خداى تعالى باران فرستاد كه چندان سيل خاست از او كه وادى مملو شد و مسلمانان آبها برگرفتند و طهارت و غسل بكردند». [١] آن گاه در تبيين «رِجْزَ الشَّيْطانِ» مى نويسد: «أىْ عذابه بوسوسته» [٢] ؛ يعنى شكنجه اى كه اهريمنان از راه وسوسه كردن به بنى آدم مى دهند. ذيل آيه يكصد سوره يوسف از به سجده افتادن پدر و مادر و برادران يوسف در پيش او و از سخن يوسف خطاب به پدر خبر داده كه گفته است: «اى پدر! اين است تعبير خواب پيشين من. به يقين، پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد، آن گاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد، پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد». [٣] مؤلف روض الجنان در تفسير بخش اخير آيه: «مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي» مى نويسد: «پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم وحشت و فرقت افكند و دوستى تباه كرد. و النزغُ، التحريش بين الاثنين و افساد ما بينهما». [٤]
[١] روض الجنان، ج ٩، ص ٧٤.[٢] همان، ص ٧٥.[٣] ترجمه فولادوند.[٤] روض الجنان، ج ١١، ص ١٥٩.