مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٣١
حارث بود، و اين روايت ضحاك است از عبداللّه عباس، و از قبيله اى بود از فريشتگان كه خداى تعالى ايشان را از آتش آفريد، نام اين قبيله جانّ بود» [١] «و براى آن او را جانّ خواند كه از چشم ما پوشيده است». [٢] چنان كه ملاحظه مى شود، ابوالفتوح ـ جز در يك مورد ـ از صاحبان اقوال مختلفى كه از آنان نقل مى نمايد، ذكرى به ميان نياورده است؛ امرى كه از شفافيت فضاى بحث مى كاهد و به نوبه خود نقطه ضعفى به حساب مى آيد. او در روايتى از عبداللّه بن عباس مى گويد كه نام شيطان پيش از نافرمانى «عَزازيل» بوده است، ليكن پس از نافرمانى و رانده شدن از صف فرشتگان، خداوند او را لعنت كرد و ابليس ناميد. [٣] مؤلف تفسير روض الجنان كه ـ مانند هر نويسنده ديگرى ـ به مستند سازى و اعتبار بخشى به مضامين موجود در كتابش علاقه مند است، با تذكر اين موضوع كه «در اخبار ما از اين معنى هست». [٤] به تقويت سخنى كه از او نقل كرديم، مى پردازد. ابوالفتوح در پاسخى كه به يك اشكال مفروض مى دهد، تلويحاً عدم موافقت خود را با نظريه فرشته بودن ابليس بيان مى دارد. اشكال آن است كه چون خداوند به فرشتگان خطاب كرد كه به آدم سجده كنند، چنانچه ابليس از فرشتگان نباشد، پس به سجده بر آدم نيز مأمور نبوده است. او در ردّ اين سخن به اجماع امّت و ظاهر بعض آيات قرآن استشهاد مى كند و مى نويسد: «اجماع امت است كه ابليس مأمور بود به سجده. ديگر به ظاهر قرآن فى قوله:
[١] همان. در قرآن كريم آمده است: «وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ» حجر (١٥): آيه ٢٧؛ و پيش از آن، جنّ را از آتشى سوزان و بى دود خلق كرديم. (ترجمه فولادوند)[٢] روض الجنان، ج ١١، ص ٣٢٢.[٣] همان، ج ١، ص ٢١٣.[٤] همان، ص ٢١٢.