مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٠
امام جايز نيست؛ ولى مخالفان برخى آن را مطلقاً جايز دانسته اند و برخى مانند ابوالقاسم بلخى در صورت وجود امام، بدون اذن او جز در مورد ضرورت آن را جايز نمى دانند و در صورت نبود امام، مطلقاً جايز مى دانند. شيخ بزرگوار روشن نكرده كه مراد از امام، امام معصوم است يا پيشواى عادل مقتدر؛ يعنى فقيه جامع الشرايط، و در روايات ما، مقام سوم از آنِ حاكم قدرتمند دانسته شده است؛ چنان كه امام مى فرمايد: «انّما هو على القوى المطاع» [١] ؛ پنجم. امر به معروف و نهى از منكر از شاخه هاى ابواب امامت است و امامت از اصول دين است و اخلال بر آن روا نيست، و اخبار بر وجوب آن متضافر است. [٢]
١٤. حقيقت عدل الهى در روز جزا
همه متكلمان خدا را به عدل توصيف مى كنند؛ زيرا خدا خود را در قرآن به عنوان «قائماً بِالْقِسْطِ» [٣] معرفى مى كند، ولى در معنى عدل دو نظر وجود دارد: الف) خدا به هر شيوه اى با بندگان خود رفتار كند، همان عدل است؛ حتى ابوالحسن اشعرى در كتاب اللُمع تصريح مى كند كه اگر خدا كودكى را به دوزخ ببرد، اين عين عدل است؛ زيرا خدا مالك است و دست مالك در تصرف در مملوك خود باز است. ب) گروهى ديگر معتقدند كه خدا با توجه به اينكه عليم و حكيم است، بر طبق عدل رفتار مى كند؛ يعنى نيكوكاران را پاداش نيك و بدكاران را پاداش بد مى دهد و حقيقت عدل چيزى نيست كه بر همگان مخفى باشد. عدل نزد عقل زيبا و ظالم نازيباست، و خدا حتماً بر همين شيوه حكمت رفتار مى كند، اين نه بدان معناست
[١] وسائل الشيعه، ج ١١، كتاب جهاد، باب ٢ من أبواب أمر بمعروف، ح ١.[٢] روض الجنان، ج ٤، ص ٤٨٠ ـ ٤٨٢ .[٣] آل عمران (٣): آيه ١١.