مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٩٣
آنكه گفتند خداى تعالى گفت: من در كُتب اوايل نوشته ام يكى پس از ديگر، و بر پيغامبر مقدّم فرستاده كه: من جمله زمين ـ براى آنكه لام تعريف جنس است و استغراق را باشد و از اطلاق او جز زمين دنيا نشناسند ـ به ميراث به بندگان صالح دهم و اطلاق قديم تعالى در حقّ شخصى لفظ صالح، دليل عصمت او كند؛ براى آنكه يكى از ما كه تزكيه غيرى كند، آن باشد كه گواى دهد بر صلاح ظاهر او؛ براى آنكه باطنش نداند و بر آن مطّلع نباشد. چون خداى تعالى اين تزكيه كند، دليل عصمت مُزكّى باشد؛ براى آنكه او عالم است به ظاهر و باطن، و مطّلع بر اسرار و نهانى. و در اُمّت كس به عصمت ائمّه نگفت و اثبات معصومى نكرد، جز اماميان. پس، از اين وجه، دليل كند بر آنكه مراد به آيت، معصومى باشد. اگر گويند: صالحين، جمع است و او يكى است، جواب گوييم: براى توقير و تعظيم، واحد را به لفظ جمع برخوانند. دگر آنكه: روا بود كه مراد او باشد و جماعتى اصحابان او، جز كه عصمت او معلوم باشد به دليل، و عصمت ايشان مجوَّز، و ما را معلوم نباشد از جهت آنكه بر تعيين ايشان دليلى نيست».
١٥. حكومت صالح و روزگار اَمن و امان
«وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ» [١] . در تفسير شيخ ابوالفتوح رازى آمده است: «در آن مراد به آيت كيست، سه قول گفتند: جماعتى گفتند: مراد جمله اُمّت مصطفى اند عليه السلام كه خداى تعالى ايشان را خليفه
[١] نور (٢٤): آيه ٥٥.