مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٨٦
باقر معروف است، و تو او را دريابى، چون او را بينى از منش سلام برسان. آن گه يك يك را نام برد تا به حجّت رسيد، گفت: آن گه مردى كه نامش نام من بود و كُنْيتش كُنيت من بود، حجّت خداى بود در زمين و بقيّه او در بندگانش پسر حسن بن علىّ، و او آن بود كه خداى تعالى بگشايد بر دست او مَشارق و مَغارب زمين. او آن است كه از شيعتش غايب بود؛ غيبتى كه بر امامت او ثبات نكند با آن غيبت، اِلاّ مؤمنى كه خدا تعالى، دل او را به ايمان امتحان كرده باشد. جابر گفت: من گفتم: يا رسول اللّه ! شيعه او را در غيبت او به او انتفاع باشد؟ گفت: بلى، چنان كه انتفاع باشد مردمان را به آفتاب و اگر چه ابرى در پيش او آيد. يا جابر! هذا من مكنون سرِّ اللّه و مخزون علم اللّه فاكتمه إلاّ عن أهله؛ اين از مكنون سرّ خداست و مخزون علم خداى. نگاه دار اين را، الاّ از اهلش». در ضمن تفسير آيه كريم «وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» [١] نوشته است: «در تفسير اهل البيت عليهم السلام چنين آمد از محمّد بن علىّ الباقر كه: مراد به پيغامبران محمّد مصطفى است، و به صدّيقان علىّ ابوطالب است، و به شهيدان حسن و حسين، و به صالحان [امامان] از فرزندان حسين از زين العابدين تا به حسن عسكرى. و «وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» مَهدى اُمّت است».
٧. يكى شدن دينها
در تفسير آيه شريف «عَسَى اللّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا...» [٢] مى نويسد: «قولى ديگر آن است كه آيت عام است، جز آنكه اِنجاز اين وعده هنوز نيست؛ آن گاه باشد كه صاحب الزّمان عليه السلام بيرون آيد و عيسى عليه السلام از آسمان فرود آيد، و
[١] نساء (٤): آيه ٥٩.[٢] نساء (٤): آيه ٦٩.[٣] نسا (٤): آيه ٨٤.[٤] توبه (٩): آيه ٣٣؛ فتح (٤٨): آيه ٢٨؛ صفّ (٦١): آيه ٩.