مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٨١
پس از بيان معناى عام كه: «ايمان به غيب، آن باشد كه ايمان آرد به خداى تعالى و فرشتگانش و كتابهايش و پيغمبرانش و قيامت و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و بَعْث و نُشور، اين همه غَيْب است»، برخى از مصاديق غيب را يادآور مى شود و مى نويسد: «در تفسير اهل البيت عليهم السلام مى آيد كه مراد به غيب، مهدى امّت است كه غايب است از ديدار خلقان و مَوْعُود است در اخبار و قرآن، امّا در قرآن فى قوله تعالى: «وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» [١] الى آخر الآية. و امّا اخبار بسيار است؛ منها قوله عليه السلام: لَوْ لَمْ يَبْقَ منَِ الدُّنيا إِلاّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّه ُ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّى يَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتى يُواطِئُ اسْمُهُ اسْمى وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتى يَمْلَأُ الاَْرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛ گفت: اگر از دنيا نماند الاّ يك روز، خداى (عزّوجلّ)، آن روز را دراز گرداند تا مردى از فرزندان من بيايد،، نامش نام من و كُنيتش كُنيت من. زمين پر از عدل باز كند، پس از آنكه پر از جور باشد. و اين صفات مجموع نيست، الاّ در اين شخص كه اين قوم گفتند كه: در غيبت است و به آخر زمان خروج كند. و اين خبر در كتب مؤالف و مخالف به اسانيد درست نوشته است، و چون به آياتى رسم كه متضمّن اين معنى بود از اخبار مستقصى گفته شود، إنْ شاءَ اللّه . راوى خبر گويد كه: يك روز رسول صلى الله عليه و آله صحابه را گفت: دانى كه از مؤمنان، كه فاضل تر است؟ گفتند: فرشتگان. گفت: ايشان چنين اند، و نه ايشان را مى خواهم. گفتند: پيغمبران. گفت: ايشان چنين اند، و نه ايشان را مى خواهم. گفتند: يا رسول اللّه ! كيستند ايشان؟ گفت: جماعتى كه پس از من باشند تا به آخر زمان؛ مرا نديده و سخن من ناشنيده و معجزات من ناديده، ورقى مُعلّق ببينند و سوادى بر بياضى، بر
[١] بقره (٢): آيه ٣.[٢] نور (٢٤): آيه ٥٥.