مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦٥
بنويسيم؟ رسول عليه السلام گفت: أمتهوّكون أنتم كما تهوّكت اليهود و النصارى لقد جئتكم بها بيضاء نقيّة و لو كان موسى حيّاً ما وسعه الاّ اتّباعى؛ گفت: شما متهدّد و شاكى؛ چنان كه جهودان و ترسايان. من به شما دينى آوره ام سپيد و پاكيزه. و اگر موسى زنده بودى، او را روا نبودى مگر متابعت من». {-١-}
سه. مذمّت بنى اميه و بخصوص معاويه در قالب حكايت و روايت
ابوالفتوح تنها به برترى امير المؤمنين عليه السلام بر صحابه و خلفا نمى پردازد؛ بلكه در مواردى نيز با نقل روايت يا حكايتى به موضوع غصب خلافت و منبر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به وسيله بنى اميّه مى پردازد و با اين اشارت مخاطب خود را به مصيبتى كه بر سر امّت اسلام در اثر حاكميّت بنى اميّه آمد، متوجّه مى كند؛ براى مثال مى توان به روايتى اشاره كرد كه ابوالفتوح در ذيل آيات سوره قدر از امام حسن عليه السلام آورده است. در اين روايت امام حسن عليه السلام به نقل قولى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى پردازد كه بنى اميّه خلافت را غصب خواهند كرد: «حسن بن على عليهماالسلام... و من از رسول عليه السلام شنيدم كه گفت: من در خواب ديدم كه جماعتى قردة ـ أعنى بوزنگان ـ بر منبر من مى رفتند و به زير مى آمدند. چون جبرئيل آمد، من اين خواب از او بپرسيدم، گفت: بنى اميّه باشند كه از پس تو به ناحقّ بر منبر تو شوند...». [٢] در همين موضوع ابوالفتوح حكايتى را نقل مى كند كه در آن به خروج امّت از دين در زمان خلافت معاويه اشاره شده است و در واقع ابوالفتوح با بيان اين حكايات و روايات، انحراف خلافت را در زمان خلفا و بنى اميّه مى نماياند:
[١] روض الجنان، ج ٣، ص ١٦٥ ـ ١٦٦.[٢] همان، ج ٢٠، ص ٣٥٥.[٣] روض الجنان، ج ٢٠، ص ٤٥١ ـ ٤٥٢.