مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦٣
شده، سپس مى گويد: «رسول عليه السلام از ميان همه صحابه او را به جاى خود به آن اختيار كرد تا بدانند كه مقام او، او را شايسته بود. در شب غار، أنامَه مَنامَه و در روز تبوك، أقامَه مَقامَه. آن شبش بر بستر خود و آن روزش بر منبر خود؛ به علمش منبر داد و به شجاعتش بستر داد... محراب از او ببالد. آن جا كه ديگران از محراب و منبر لاف زنند، محراب و منبر بدو فخر كند». [١] نمونه هايى كه درباره برترى و افضل بودن امير المؤمنين عليه السلام بر صحابه است، در جاى جاى تفسير ابوالفتوح مى درخشد. در اين مقاله به اين چند نمونه بسنده مى كنيم: يك. برترى علمى و معرفتى امير المؤمنين عليه السلام بر صحابه (بخصوص خلفاى سه گانه) ابوالفتوح با بيان حكاياتى در ضمن تفسير خود، علم و معرفت امير المؤمنين عليه السلامرا گوشزد مى كند. وى در بيشتر اين حكايات، در مقام مقايسه امير المؤمنين عليه السلام با يكى از خلفا در ناحيه علم و معرفت است؛ مثلاً يك جا حكايت پرسش يكى از احبار يهود را از يكى از خلفا مطرح مى كند و پاسخ آن خليفه را با پاسخ حضرت على عليه السلاممقايسه مى كند و به برترى امير المؤمنين براى جانشين پيامبر حكم مى نمايد. [٢] در جاى ديگرى اين حكايت را مى آورد كه خليفه دوم قضاوتى از روى جهل مى كند و امير المؤمنين جهل او را و علم خود را به خليفه متذكر مى شود: «روايت كرده اند كه در عهد عمر خطّاب، زنى را پيش او آوردند كه به شش ماه بار بنهاده بود. عمر فرمود: تا او را رجم كنند. اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: إن خاصَمَتك
[١] روض الجنان، ج ٣، ص ١٦٢.[٢] همان، ج ٣، ص ٤٣.