مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٤٧
صدقه، به اين آيه عمل كرد». [١] ه ) آياتى كه جزء هيچ كدام از اين چهار دسته نيستند؛ ولى ابوالفتوح به مناسبت مفاد آيه يا به بهانه لفظى در آيه به نحو استطرادى وارد بحث اهل بيت، مناقب آنها و دفاع از ولايت و امامت ايشان شده است؛ مثلاً در ذيل آيه ٢٨ بقره به مناسبت مفاد آيه «كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ...» كه سخن از مرگ و حيات انسان مى كند. ابوالفتوح داستان به خاكسپارى فاطمه بنت اسد، مادر اميرالمؤمنين عليه السلام، به وسيله پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سؤال از ولايت اميرالمؤمنين را نقل مى كند. [٢] وى در جاى ديگر نيز به مناسبت جمله «فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ» در آيه ٩٥ بقره، كه در مورد يهود و خطاب به آنهاست، نگاه اميرالمؤمنين عليه السلام به مرگ و تمنّاى مرگ را از طرف ايشان مطرح مى كند. ابوالفتوح در ذيل اين آيه مى نويسد: «آن كس كه او دوست خداى باشد، همه تمنّاى او آن بود كه با جوار خداى شود كه دوست به نزديك دوست بيارامد؛ چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مرگ مبالات نمى كرد و مى گفتى: واللّه لا اُبالى وَقَع الموتُ علىّ أم وقعتُ على الموت؛ به خدا كه باك ندارم اگر من بر مرگ اوفتم و اگر مرگ بر من اوفتد، و هر وقت دلش تنگ شدى از قوم، محاسن خود به دست گرفتى و گفتى: ما ينتظر أسقاها أن يخضبها من فوقها بدَم...». [٣] بيشتر مباحث ابوالفتوح درباره اهل بيت و خصوصيات آنها، در ذيل آيات دسته «ج» و «ه » آمده كه اين مطلب در بحث شواهد روشن مى شود.
[١] روض الجنان، ج ١٩، ص ٨٣ ـ ٨٥ .[٢] همان، ج ١، ص ١٨٧ ـ ١٨٨.[٣] همان، ج ٢، ص ٦٠.