مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٣٠
«كلمه أبناءنا به اتفاق مراد حسن و حسين اند و در اينجا دليل است بر آنكه ايشان فرزندان رسول اند: اطلاق اسم البنوه عليهم من اللّه ؛ براى آنكه خداى تعالى ايشان را پسر او خواند و اخبار از طريق مخالف و مؤالف به اين متظاهر است كه رسول عليه السلام گفته است و ايشان را فرزند خواند و مانند آن است كه گفت: ابنائى هذان ريحانتاى من الدنيا ، و اتفاق است كه خطاب جمله صحابه رسول در عهد رسول با ايشان يابن رسول اللّه بوده است. و در خبر مى آيد كه روزى از روزها، محمد حنفيه كارزار مى كرد... . اميرالمؤمنين او را گفت: أشهد أنك ابنى حقا. گفتند اى اميرالمؤمنين! پس حسن و حسين؟ گفت: هما ابناء رسول اللّه ؛ ايشان پسران پيغامبر خدا اند». [١] از كلمه «نساءَنا» برترى حضرت زهرا عليهاالسلام اثبات مى شود: «به اتفاق مراد به زنان در آيت فاطمه زهرا است عليهاالسلام تنها و اين دليل است على شرفها و إنها تنزلت منزلة جمع كثير تا خداى تعالى از او به جمعى خبر داد». [٢] سپس از كلمه «أنفسنا» برترى و شرف حضرت على عليه السلام را اثبات مى كند: «به اتفاق مراد به نفس، اميرالمؤمنين على است اينجا؛ براى آنكه كسى نفس خود را نبخواند؛ چه اين معنى از ميان هر دو نفسش صورت نبندد. پس لابد لفظ مجاز بود و مورد او بر مبالغت بود يعنى بخوانيم كسى را كه حكم نفس او حكم نفس ما باشد. و آنچه ما باشد او را باشد و آنچه بر ما باشد بر او باشد. حكم او در عصمت و طهارت و غنا و كفايت حكم من باشد. پس چنان باشد كه من او باشم و او من باشد. و اين كفايت كند از غايت اختصاص و محبت و قرب و دوستى تا دو دوست چون در دوستى به غايت باشند، گويند ايشان متحد شدند». [٣]
[١] روض الجنان، ج ٤، ص ٣٦٥.[٢] همان.[٣] همان، ص ٣٦٦.