مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٣
معناى آيه حاكى از آن است كه اين غايت درباره همگان امكان پذير است؛ گروهى راه اطاعت را برگزينند و گروه ديگر راه عصيان را. {-٢-}
ب) كفر و ايمان، فعل خود انسان است، نه خدا
او در ردّ انديشه جبر با آيه «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤمِنٌ» [٢] ؛ «اوست كه شما را آفريد. برخى از شما كافر و برخى ديگر مؤمن است»، استدلال مى كند و مى گويد: اين آيه دليل است بر بطلان قول مجبّره كه مى گويند: ايمان و كفر بنده، مربوط به خداست؛ در حالى كه در اين آيه، خلقت بشر را به خود نسبت مى دهد و مى فرمايد: «خَلَقَكُم»، ولى كفر و ايمان را به مخاطبان نسبت مى دهد و مى فرمايد: «فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤمِنٌ» .
ج) دنياخواهى به بشر نسبت داده شده است
او در ردّ انديشه جبر يادآور مى شود كه خدا در آياتى اراده را به خود بشر نسبت مى دهد. گويا اراده انسان سازنده افعال انسان است؛ چنان كه مى فرمايد: « «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَ اللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» [٣] ؛ خواهان كالاى دنيا هستيد و خداخواهان آخرت، خدا قدرتمند و حكيم است». اگر خواسته هاى ما معلول مشيّت خدا بود، به گونه اى كه مشيت ما در آن تأثيرى نداشت، نبايد اراده به ما نسبت داده مى شد، و لذا در تفسير آيه ياد شده مى نويسد: «در آيت دليل است بر بطلان مذهب مجبّره كه براى آنكه خداى تعالى در آيت، ارادت خود را از ارادت ما منفصل بكرد، گفت: ارادت شما به دنياست، يعنى به
[١] ذاريات (٥١): آيه ٥٧ .[٢] روض الجنان، ج ١٨، ص ١١٦.[٣] تغابن (٦٤): آيه ٢.[٤] انفال (٨): آيه ٦٧ .[٥] روض الجنان، ج ٩، ص ١٥١.