مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٢٤
«بر زنان جهان برگزيد تو را. يعنى بر زنان روزگار او [مريم] به اتفاق، فاما گزيده بر زنان همه جهان به اتفاق، فاطمه زهرا عليهاالسلام است بر آنكه پاره اندام رسول است و آنكه بعضى از رسول باشد برابر نبود به آنكه بهرى از عمران بود. رسول عليه السلام گفته است: فاطمة بضعة منى من آذاها فقد آذانى؛ فاطمه پاره اى از تن من است، هر كه او را بيازارد، مرا آزرده باشد. و عبداللّه عباس روايت كند از رسول عليه السلام در حديثى دراز كه بگفت و ذكر اميرالمؤمنين على كرد و گفت: واما دخترش فاطمه سيده زنان عالم است از اولينان و آخرينان و او پاره اى از من است و نور چشم من است و ميوه دل من است و جان من است از ميان پهلوهاى من و او حورا است جز آنكه انسى نسب است از من». [١] آيه بعدى، فاطمه عليهاالسلام را در حجاب و عفاف پيشرو مى داند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ... * وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ» [٢] ؛ به مردان با ايمان بگو: ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند. «در خبر است كه: روزى رسول عليه السلام در حجره فاطمه عليهاالسلام بود، مردى نابينا مادرزاد ـ نام او عبداللّه بن ام مكتوم ـ او در بزد، رسول عليه السلام گفت: در آى. او در آمد. فاطمه برخاست و درخانه رفت و تا او نبرفت، از خانه بيرون نيامد. رسول عليه السلام بر سبيل امتحان گفت: يا فاطمه! چرا از او پنهان شدى و او چشم ندارد و چيزى نمى بيند؟ گفت: يا رسول اللّه ! اگر مرا نبيند؛ من او را ببينم. أليس اللّه تعالى قال: « وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ...» رسول عليه السلام گفت: سپاس خداى را كه با من نمود در اهل بيت من آنچه مرا خرّم كرد». [٣]
[١] روض الجنان، ج ٤، ص ٣١٨ ـ ٣١٩.[٢] نور (٢٤): آيات ٣٠ ـ ٣١.[٣] روض الجنان، ج ١٤، ص ١٢٤.