مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٢٠
لفظ استثنا كرد و اخوت كه به عرف مستثناست، و از منازل هارون يكى وزارت بود و يكى خلافت؛ وزارت، فى قوله: «وَاجْعَلْ لِي وَزِيرا مِنْ أَهْلِي» ؛ و خلافت، فى قوله: «هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي» ». [١] در اين آيه شب معراج، شب تقدير امامت على عليه السلام شمرده شده است: «فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى» [٢] ؛ آن گاه به بنده اش آنچه را بايد وحى كند، وحى فرمود. «در تفسير اهل البيت بگفت كه حق تعالى شب معراج تقدير امامت امير المؤمنين على كرد با رسول و معنى آن است كه فاوحى الى عبده [فى على] ما اوحى، آن گه چون وقت در آمد گفت: «بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» و اين ما همان ما است، يعنى مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ[فى على]لَيْلَةَ الْمِعْراج» [٣] . در آيات زير به ولايت حضرت على عليه السلام پرداخته است: «أَلاَ إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللّه ِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ» [٤] ؛ آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى شوند؛ آنانى كه ايمان آورده اند و تقواى خدا پيشه كرده اند. پس از بيان اينكه اهل علم اختلاف دارند در كسانى كه استحقاق نام اوليا را دارند، به بيان خصلت اوليا در قرآن پرداخته كه: «خداوند در ادامه مى گويد: «الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ» [٥] . به اجماع است اين دو خصلت، در على بر وجه مزيت و تفصيل حاصل بود. لذا او را ولى اللّه مى گفتند. اما ايمان او سابق بود و در تقوا مقتدا تا اول المؤمنين گفتند او را و امام المتقين». [٦] آيه زير رحمت خدا را اقرار به ولايت على عليه السلام معرفى كرده است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ
[١] روض الجنان، ج ١٣، ص ١٤٧ ـ ١٤٩.[٢] نجم (٥٣): آيه ١٠.[٣] روض الجنان، ج ١٨، ص ١٦٧.[٤] يونس (١٠): آيات ٦٢ ـ ٦٣.[٥] يونس (١٠): آيه ٦٣.[٦] روض الجنان، ج ١٠، ص ١٦٩ ـ ١٧٠.