مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٨٥
امامت داد، تو را نيز، ابتلا كرد به اين چيزها و معلوم از حال تو آنكه تو نيز وفا كنى، تو را نيز امامت داد. اكنون كلمات تو چيست؟ «بِشَىْ ءٍ مِنْ الْخَوْفِ» ؛ به چيزى از خوف، يعنى حرب، و عرب عبارت كند از حرب به خوف و ورع، والجوع، يعنى گرسنگى، يعنى الصيام و مراد روزه تا معظم سال الاماشاء اللّه ، روزه داشتى و آن گاه افطار بر كنى چند يا لقمه اى چند طعام كردى و گفتى: حسبى من الطعام ما يقيم ظهرى و لا يمنعنى عبادة ربى؛ مرا از طعام آن قدر بس كه پشت من راست دارد و مرا از عبادت خداى (عز و جل) باز ندارد. بيانش: «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» [١] و «إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّه ِ...» ـ الآية [٢] و آنچه در «نَقْصٍ مِنْ الْأَمْوَالِ» ، از او به بذل و عطا خواست بيان وفايش اين آمد: «يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرّا وَعَلاَنِيَةً» [٣] و بعضى هم گفتند «نَقْصٍ مِنْ الْأَمْوَالِ» ، اين نقصان مال منع ايشان از فدك است و برخى گفتند ترك غنيمت است. «وَالْأَنفُسِ» ، گفتند: مراد خبر است كه او را دادند به قتل او پيش از وقوع آن تا بر منبر و ببردن منبر باز مى گفت و به دست اشارت مى كرد به محاسن سر، چه منع مى كند آن شقى ترين امت را كه بيايد و اين محاسن سپيد را از خون اين سر خضاب كند؟ «وَالثَّمَرَاتِ» ؛ يعنى خبر دادن رسول عليه السلام او را به كشتن حسن به زهر، و حسين به تيغ، حق تعالى ايشان را ثمرات خواند؛ براى آنكه ميوه دل رسول و قرت عين او بودند. تا در خبر است كه: يكى را براين ران مى نشاندى و يكى را بر آن ران، و گاه بوسه بر اين مى دادى و گاه بر آن... . «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» امام صادق عليه السلامگفت: همه در حق او آمد. چون خبر برادرش جعفر آوردند از موته، او بشنيد، گفت: «إِنَّا للّه ِِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» [٤] گفتند: كس نگفته
[١] حشر (٥٩): آيه ٩.[٢] انسان (٧٦): آيه ٩.[٣] بقره (٢): آيه ٢٧٤.[٤] بقره (٢): آيه ١٥٥.