مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٨
لغت عرب كاربردهاى مختلفى دارد؛ مانند: ١. فكر كردن و انديشيدن، ٢. چشم به راه بودن و انتظار، ٣. مقابله و مناظره، ٤. رحمت و مهربانى، كه هيچ كدام از اينها به معنى رؤيت نيست. فقط يك مورد مى تواند تا حدودى به رؤيت نزديك باشد و آن گرداندن حدقه به سوى چيزى است، و گرداندن حدقه مستلزم رؤيت نيست؛ به دليل اينكه مى گويند: «نظرت إلى الهلال فلم أره؛ براى ديدن هلال چشم دوختم، ولى آن را نديدم». باز گواه بر اينكه «نظر» با «رؤيت» يكسان نيست، آنكه ماده «نظر» با اوصاف گوناگونى توصيف مى شود؛ در حالى كه اين اوصاف در رؤيت متصور نيست؛ مثلاً مى گويند: «نظرت إليه نظر غضبان، نظر راضٍ»؛ در حالى كه كلمه رؤيت در اين موارد صحيح نيست؛ مثلاً نمى گويند: «رأيته رؤية راض أو رؤية غضبان». همچنين با اين تقسيمات ثابت مى كند كه «نظر» غير از «رؤيت» است و اشعارى را در اين مورد نقل مى كند كه حائز اهميّت مى باشد. كوتاه ترين راه در پيش پاى ابوالفتوح رازى اين بود كه مى توانست از طريق مقابله مفهوم اين آيه را روشن سازد و آن اينكه قرآن در اين آيات از دو گروه از چهره ها گزارش داده كه يكى خرّم و شادان است و ديگرى گرفته و نگران: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ... وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ» . آن گاه براى آن دو، سرنوشتى مختلف بيان مى كند كه طبعاً صفات اينها نيز متضاد و متغاير خواهد بود. درباره سرنوشت چهره هاى گرفته، يادآور مى شود: «تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ» [١] ؛ يعنى: «اين گروه كه با چهره گرفته نشسته اند، مى انديشند كه عذاب كمرشكنى بر آنها فرود خواهد آمد؛ يعنى در انتظار عذاب به سر مى برند». از همين طريق مى توان معنى جمله ديگر را كه مربوط به گروه چهره باز است، به
[١] صحيح بخارى، ج ١، ص ١١١ و ١١٥، باب ٢٦ و ٣٥ من أبواب مواقيت الصلاة.[٢] قيامت (٧٥): آيات ٢٢ ـ ٢٣.[٣] قيامت (٧٥): آيه ٢٥.[٤] كشاف، ج ٣، ص ٢٩٤.[٥] عبس (٨٠): آيات ٣٨ ـ ٣٩.[٦] عبس (٨٠): آيات ٤٠ ـ ٤١ .[٧] غاشيه (٨٨): آيات ١٠ ـ ٨ .[٨] روض الجنان، ج ٤، ص ١٧٤.[٩] انبيا (٢١): آيه ٢.[١٠] روض الجنان، ج ١٣، ص ٢٠٥.