مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٧
ابوالفتوح بر اساس ابطال احباط حقيقى، طبق مذهب اماميه كه مذهب اوست، آيات احباط را تأويل مى كند. او ذيل آيه ١٤٧ سوره اعراف گويد: «و در آيت، مراد حصول و حضور است؛ يعنى آنان كه ايمان ندارند به آنكه به قيامت خواهند آمد و آنجا حاضر خواهند شد، حبطت أعمالهُم؛ اعمال ايشان باطل و محبط باشد، و مراد به احباط آن است كه عمل ايشان واقع نباشد بر وجهى كه بر او ثوابى باشد؛ براى آنكه بر خلاف مأمور به كرده باشد. آنان را كه به احباط گويند، لابد است از آنكه تفسير آيت به اين وجه كنند؛ براى آنكه اتفاق است ما را با ايشان كه كافران را هيچ عملى واقع نباشد تا به چيزى حبط شود...». [١] نكته جالب در اين كلام ابوالفتوح اين است كه مدعاى خود را به استناد به اتفاق و اجماع ثابت مى كند و در ادامه آن مى گويد: «چون چنين است هر كجا احباط باشد در قرآن محمول بُود بر اين وجه؛ چه اين متفق عليه است». و مانند اين سخن را در ذيل آيه «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» [٢] آورده است. او مى گويد: «و اصحاب وعيد را در صحت احباط به اين آيت تمسك نيست؛ براى آنكه بيان كرديم فيما مضى كه تفسير احباط در الفاظ قرآن نفى وقوع است به موقع قبول؛ يعنى هر كه شرك آرد، اعمالى كه كرده باشد بر آن وجه بود كه به جاى قبول باشد؛ [بل] بر وجهى بود كه مقبول نباشد از او؛ از آنجا كه صادر نباشد از ايمانى حقيقى، كه مرد از ايمان حقيقى مرتد نشود به نزديك ما على ما بيّناه فى غير موضع». [٣] جايگاه محورى احباط در نزد معتزله، كه بالاتفاق در آنجا قائل به احباط اند،
[١] روض الجنان، ج ٨، ص ٤٠٥.[٢] زمر (٣٩): آيه ٦٥.[٣] روض الجنان، ج ١٦، ص ٣٤٥.