مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦١
تعظيم، و عقاب يعنى ضرر همراه با استخفاف، و اين هر دو قابل جمع نيستند؛ پس لازم است قائل به احباط و تباهى يكى به وسيله آن ديگرى در قيامت باشيم. [١] البته پيش از اين اشاره نموديم كه ابو على معيار احباط را كثرت مى داند و مى گويد: «هر يك از طاعت و معصيت كه كثير باشد، آن ديگرى را حبط مى كند و در اين امر، تقدم و تأخر آنها تفاوتى ندارد؛ ولى ابو هاشم ملاك تأثير و تأثر را تقدم و تأخر مى داند و مى گويد: هر يك از طاعت و معصيت كه متأخر باشد، در مقام ثواب و عقاب، ما قبل خود را از بين مى برد». [٢] نقطه اساسى اختلاف آن دو در قول به موازنه است كه مخصوص ابو هاشم است. او مى گويد در مقام ثواب و عقاب، اگر آن دو با هم مساوى بودند، هر دو از بين مى روند و اگر ثواب طاعت بيشتر بود، به اندازه عقاب متأخر از آن كاسته مى شود و مقدارى ثواب براى او باقى مى ماند و اگر عقاب معصيت بيشتر باشد، ثواب طاعت مقدارى از آن مى كاهد و بر باقيمانده آن عقاب مى شود. [٣] معتزله براى اثبات احباط، چنان كه گفته شد، به استدلالهاى عقلى روى آورده اند و آياتى از قرآن را نيز براى مدعاى خود شاهد آورده اند؛ مانند: «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى» [٤] و مانند: «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» . [٥] سيد مرتضى چند مورد از آن را از قول معتزله آورده است و سپس آن را تأويل نموده و جواب داده است. [٦]
[١] شرح الاصول الخمسه، ص ٦٢٤ ـ ٦٢٧.[٢] در تفصيل اين دو قول ر.ك: قواعد المرام، ص ١٦٤؛ كشف المراد، ص ٣٢٧؛ اللوامع الالهية، ص ٤٣٦ ـ ٤٣٧.[٣] الذخيرة فى علم الكلام، ص ٣١١.[٤] بقره (٢): آيه ٢٦٤.[٥] زمر (٣٩): آيه ٦٥.[٦] الذخيرة فى علم الكلام، ص ٣١١.