مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥٨
علامه مجلسى از قول اشاعره نقل مى كند كه آنان براى خداوند جايز مى دانند كه فرد عاصى را ثواب دهد و عبد مطيع را عقاب نمايد. [١] در اين قسمت به نقد ديدگاه اشاعره نمى پردازيم؛ زيرا مبناى آنان در انكار احباط موافق نظريه اماميه است؛ گرچه توضيحات آنان بر اساس انكار حسن و قبح عقلى قابل نقد است و در جاى خود نقد و رد شده است؛ [٢] لكن ديدگاه معتزله را به تفصيل ذكر و سپس مبانى آنان را از منظر اماميه نقد مى كنيم. به نظر مى رسد اولين كسانى كه از معتزله درباره احباط به تفصيل بحث كرده اند، ابو على و ابو هاشم جبايى باشند كه قاضى عبدالجبار معتزلى از آن دو به شيخين تعبير مى كند و در اين مورد، مشروح نظر آن دو و اختلاف بين آنان را آورده است. [٣] ابن ميثم بعد از آنكه قول احباط را به معتزله نسبت مى دهد، تفاوت نظر ابو على و پسرش ابو هاشم را چنين بيان مى كند كه به نظر ابو على، اگر طاعت به دنبال معصيت واقع شود، معصيت را تكفير و نابود مى كند، چه كم باشد و يا زياد، و هم چنين است اگر معصيت به دنبال طاعت قرار گيرد؛ ولى ابو هاشم مى گويد: فعل مكلف با انجام طاعت و معصيت در صورت تفاوت آن دو به زيادى و كمى، كسر و انكسار مى شود، ولى بر اساس موازنه. يعنى به همان اندازه اقل، از اندازه اكثر كم و كسر مى شود و مابقى آن سالم مى ماند. [٤] از اين رو، نزد ابو على كسى كه ثواب و عقاب او برابر است، مانند كسى است كه عملى انجام نداده است، ولى به قول ابو هاشم حكم او بر اساس همان عمل متأخر است. [٥]
[١] بحارالانوار، ج ٧١، ص ١٦٨.[٢] همان.[٣] شرح الاصول الخمسه، ص ٦٢٤ و ٦٢٧.[٤] قواعد المرام، ص ١٦٤.[٥] شرح الاصول الخمسه، ص ٦٢٤ و ٦٢٧؛ شرح المواقف، ج ٨، ص ٣٠٩؛ كشف المراد، ص ٣٢٧؛ بحارالانوار، ج ٥، ص ٣٣٣.