مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤٦
گرفتن كار پشيمان مى شود و به اصطلاح براى او «بدا حاصل مى گردد». نيك پيداست كه اين معانى در باب حق تعالى، كه علم او ذاتى و ازلى است، به هيچ روى راست نمى آيد و اين از آن روست كه مشيت خدا ازلى است و مشيت ازلى حق تعالى از ازل بر وقوع يا عدم وقوع كارها تعلق گرفته و هيچ گاه از هيچ چيز غافل نبوده است و بدين ترتيب به كار بردن لفظ «بدا» درباره خدا و انتساب بدا به او، مانند هر لفظ ديگر كه دلالت بر حدوث و تجدد كند، بر ذات مقدس حق روا نيست. ابوالفتوح استدلال و استناد به «ذبح اسماعيل» و در نتيجه حديث مربوط به «بداى حق تعالى» در اين باب را درست نمى داند. به نظر او خداوند حكمى را كه در اين باب صادر فرموده بود، هيچگاه نسخ نكرد كه فرمان حق به ابراهيم عليه السلام همانا فراهم آوردن مقدمات ذبح اسماعيل عليه السلام بود؛ مقدماتى كه نه تنها نسخ نگرديد، بلكه يكسره به انجام رسيد و اين ابراهيم عليه السلام بود كه گمان برد دستور ذبح داده اند. [١] مرحوم ابوالحسن شعرانى تصريح مى كند كه: «مؤلف [ابوالفتوح] گويد: بدا باطل است و اخباريانِ اخير، بدا را صحيح مى دانند؛ چنان كه يكى از محدثان، خواجه نصير طوسى را در انكار بدا تخطئه نموده و جسارت كرده، گويد: او از احاديث آل محمد عليهم السلام خبر نداشت». مرحوم شعرانى مى افزايد: «انكار بدا خاص او [خواجه نصير] نيست. مؤلف [ابوالفتوح] هم در اينجا آن را انكار كرد و بطلان آن را از مسلمات شمرده است». [٢]
[١] ر.ك: روح الجنان، ج ٩، ص ٣٢٨.[٢] همان، ج ٩، ص ٣٢٨؛ نثر طوبى، پيوست روح الجنان، ص ١٢، ماده «بدا»؛ و نيز ر. ك: دايرة المعارف تشيع، ج ٣، ص ١٣١، مقاله بدا، اصغر دادبه.