مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤٠
واژه و دانش واژه بدا
بدا در لغت به معنى ظهور و هويدا شدن امر جديد است: «البداء، ظهور الرأى بعد أن لم يكن و استصواب شى ء عُلِمَ بعد أن لم يعلم. و يقال: بدا لى فى هذا الامر بداء أى ظهر لى فيه رأى آخر». [١] اين واژه از دانشْ واژه هاى شرعى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به كار برده و اين در بسيارى از زوايا و جوانب خود، با كاربرد واژگانى و لغوى آن متفاوت است. در قرآن كريم هفت مرتبه، تعبير بدا ذكر شده است: شش بار آن، در معنى «آشكار شدن» [٢] است يك مرتبه به معنى «خوب به نظر آمدن». [٣] گفتنى است كه در هيچ كدام از اين آيات كه به واژه بدا اشاره شده است، لفظ بدا به خدا نسبت داده نشده است؛ يعنى نه آن كس كه موضوعى بر او آشكار مى شود، خداست و نه آنكه كارى به نظرش خوب آمده است؛ امّا در تاريخ تشيع و روايات شيعى، به هويدايى و صراحت تمام، نسبت بدا به خداوند داده شده است. در روايات شيعه اماميه، «باب البداء» از ابواب مهم كتب حديث به شمار مى آيد؛ مثلاً در «باب البداء» كتاب التوحيد، تأليف شيخ صدوق، يازده روايت، و در كتاب كافى شانزده روايت در همين زمينه نقل شده است. [٤]
مؤلفه هاى نظريه بدا
از يك سو، دانسته و برهانى است كه خداوند بر همه چيز آگاه و قادر است؛ [٥] جهل
[١] العين، ج ١، ص ١٣٩؛ القاموس المحيط، ج ١، ص ٤٤١؛ المعجم الوسيط، ص ٥٨، (ب د و).[٢] انعام (٦): آيه ٢٨؛ اعراف (٧): آيه ٢٢؛ طه (٢٠): آيه ١٢١؛ زمر (٣٩)؛ آيات ٤٧ ـ ٤٨؛ جاثيه (٤٥): آيه ٣٣.[٣] يوسف (١٢): آيه ٣٥.[٤] ر.ك: دايرة المعارف تشيع، ج ١، ص ١٢٩، مقاله بدا، اصغر دادبه.[٥] حديد (٥٧): آيات ٢ ـ ٣: «وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» . «وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» .