مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤
مشيّت خدا نيست؛ زيرا تعلق آن به افعال بشر، مايه جبر و حتميت فعل است و اين با مختار بودن انسان سازگار نيست. در حالى كه گروهى از اماميه بر اين عقيده اند كه در عالم آفرينش، چيزى بدون مشيت خدا پديد نمى آيد و در غير اين صورت، سلطنت خدا در عالم آفرينش محدود مى شود و امورى در جهان بدون اراده او تحقق پذير خواهند بود. چيزى كه بسيارى از عدليه را از قول به تعلّق مشيت حق به افعال بشر باز مى دارد، اين تصوّر است كه اين نوع تعلق، مايه جبريگرى است و اعتقاد به اين اصل، تمام مسائل تربيتى را از بين مى برد و با عدل الهى سازگار نمى باشد. ابوالفتوح رازى در اين مورد، از اين گروه تبعيّت مى كند و به تأويل آياتى مى پردازد كه به ظاهر حاكى از تعلّق مشيت خدا بر افعال بشر است و در تفسير آيه: «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلاّ ما شاءَ اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ» [١] ؛ «بگو: من براى خودم زيان و سودى را مالك نمى باشم [تا چه رسد براى شما]، مگر آنچه كه خدا بخواهد. براى هر قومى اجلى است. هنگامى كه اجل آنها فرا رسد، نه ساعتى تأخير مى كنند و نه پيشى مى گيرند»، چنين مى نويسد: «مشيت خداى تعالى تعلق دارد به جمله افعال [خود] كه او هيچ فعل نكند كه نه آن را مريد باشد. و امّا افعال ما هر چه مأمور است بدان از جهت او، آن را مريد باشد؛ و آنچه منهى است از قبل او، آن را كاره باشد، و مباح را نه مريد باشد و نه كاره». [٢] بنابراين تنها واجبات و فرائض مورد تعلّق مشيّت خدا هستند؛ حتّى در منهيّات، ترك، مورد تعلق مشيت است. ولى بايد توجه نمود چيزى كه تصور شده مانع از
[١] يونس (١٠): آيه ٤٩.[٢] روض الجنان، ج ١٠، ص ١٥٩.