مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٤
دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء» گويد: «و اين آيه دليل است بر آنكه خداى تعالى فساق اهل صلات را بيامرزد و اگرچه توبه نكرده باشند. و وجه استدلال از اين آيه آن است كه خداى تعالى در آيت، نفى و اثباتى نهاد، گفت: شرك نيامرزم و مادون شرك بيامرزم و امت اجماع كردند كه خداى تعالى شرك بيامرزد با توبه. اگر مادون شرك نيامرزد بى توبه، فرقى نباشد ميان نفى و اثبات. و قولى كه مؤدى بود به ارتفاع فرق بين النفى و الاثبات، قولى فاسد باشد. و اگر چنان بودى كه اصحاب وعيد گفتند كه هيچ دو، بى توبه نيامرزيدى، بايستى تا گفتى: إن اللّه لا يغفر المعاصى كلّها الاّ بالتوبة؛ بر دو قسم نهادن به طريق نفى و اثبات معنى ندارد. و اين چنان باشد كه كسى گويد: من مال بسيار به تفضّل به كس ندهم و مال اندك و به استحقاق و واجب دهم او را، گويند اين قسمت محال است، تو را مى بايد گفتن: كه من چيزى به كس ندهم، الاّ به واجب و استحقاق...». {-١-}
آيا فاسق در آتش مُخَلَّد است؟
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه نوزده سوره نسا: «وَمَن يَعْصِ اللّه َ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ» گويد: «اولاً، صفت عقاب الهى را بيان مى كند: و او را عذابى و اَلَمِى بود مقرون به استخفاف و اهانت، و اين صفت عقاب خدا است مستحقان عقاب را. ثانيا، گويد: و معتزله به اين آيه تمسّك كردند در آنكه فاسق لامحاله معاقب باشد و عقاب او منقطع نبود.
[١] روح الجنان، ج ٣، ص ٤٠٦ ـ ٤٠٧.