مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٥
از گناه كبيره و صغيره. و حقيقت توبه بيان كرديم كه چه باشد، و در لغت رجوع باشد و تاب الله على العبد، آن باشد كه رحمت با سرآورد». {-٣-}
احكام توبه
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٣٦ سوره بقره: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» گويد: «و توبه از ترك واجب باشد و فعل قبيح. و نيز از ترك مندوب صحيح بود، به معنى رجوع الى فعله و توبه انبيا عليهم السلام براى اين وجه باشد. و توبه از غصب با اقامت بر منع مغصوب درست باشد. و توبه از قتل عمدى، تسليم نفس به اولياى مقتول درست باشد. و توبه از قتلى كه موجب قَوَد [٢] بود، بى قود درست نباشد به نزديك بعضى اصحاب ما و اين جمله مسائل مبنى است بر آنكه توبه از بعضى معاصى به اصرار بر بعضى درست باشد. و بر مذهب ابوهاشم درست نيايد. و مذهب مرتضى رحمه الله چنين است و مذهب ابوعلى درست آيد؛ براى آنكه به نزديك او توبه از گناه لِوَجْهِ قُبْحِهِ باشد و اين مقصور باشد على كلّ قبيح على حده. و به نزديك ابوهاشم لقبحه باشد و اين عام باشد ساير قبايح را؛ لاشتراكها فى القبح. بناى مذهب ايشان در اين باب بر اين دو كلمه است، اما آنچه مذهب ما اقتضا مى كند آن است كه درست نيايد، اين توبه به معنى اسقاط عقاب؛ براى آنكه اسقاط عقاب، عند توبه به اجماع دانند به نزديك ما و آن توبه لقبحه باشد و آنچه جز اين است، در او خلاف است، توقف بايد در او و اين توقف و تجويز در اسقاط عقاب پيش از توبه حاصل است. پس وجود و عدم توبه يكى باشد در اين باب.
[١] روح الجنان، ج ١، ص ٣٣٢.[٢] همان، ج ١، ص ١٥٠.[٣] روح الجنان، ج ٦، ص ١٣١.[٤] قَوَدْ: به انتقام مقتول، قاتل را كشتن.[٥] روح الجنان، ج ١، ص ١٥٠ ـ ١٥١.