مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٠
توبه
معنى توبه: ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٣٦ سوره بقره: «فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» توبه را اين چنين معنا كرده است: «بدان كه توبه در لغت، رجوع باشد، يقال: تاب و ثاب و آب و أناب و آل و آض؛ إذا رجع. چون بنده اى توبه كند، گويند: تاب إلى اللّه . چون خداى سبحان قبول كند، گويند: تاب الله عليه؛ يعنى رحمت با سر آورد. و بنده را تائب گويند و خدا را توّاب، بناى مبالغه؛ براى آنكه رحمت خدا بيش از توبه تائبان باشد. و در شرع، توبه پشيمانى باشد بر گناه گذشته و عزم بر آنكه با سر مانند آن نشود، براى قبحش را يا براى وجه قبحش را على خلاف فيه. اين توبه آن است كه اجماع امت است بر اسقاط عقاب، عند اين و قبول توبه به دو معنى باشد از خداى تعالى: يكى به ضمان ثواب و ديگرى به اسقاط عقاب». [١] و «در دعا گويند: تاب اللّه عليك، أى وفقك اللّه للتوبة». [٢]
دَرِ توبه تا كى باز است؟
ابوالفتوح رازى در تفسير آيه ٨٤ سوره آل عمران: «إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ» گويد: «آن گه استثنا كرد تائبان را تا كفار بر كفر اصرار نكنند و نوميد نشوند و بدانند كه مادام تا كمال عقل بر جاى است و دَرِ تكليف گشاده است، مكلف را به خلاص خود طريقى هست به توبه. و توبه كافر، رجوع باشد از كفر به ايمان. چون ايمان آرد، تائب باشد و توبه فاسق
[١] روح الجنان، ج ١، ص ١٥٠.[٢] همان، ج ٦، ص ١٣٦.