مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٤
آنكه عقابش كم از آن باشد، كبير بود و به اضافه به آنكه عقابش بيش از آن باشد، صغير بود. و به نزديك معتزليان، صغيره آن باشد كه عقابش در جنب طاعات و اجتناب كباير، محبط باشد. و به نزديك ما و ايشان معين نبود، جز خداى نداند تا مكلفان به چشم حقارت به معصيتِ خدا ننگرند مغرا نشود به قبيح...». [١] و نيز در تفسير آيه ٤٨ سوره كهف: «ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاّ أَحْصاها» گويد: «و مشايخ معتزله گفتند: صغيره، هر گناهى باشد كه عقاب آن در جنب اجتناب كباير محبط شود و اين مذهب را بنابر احباط باشد؛ چون احباط باطل بود، اين حدّ باطل باشد. و به نزديك ما، صغيره و كبيره به اضافت با يكديگر باشد. هر گناهى كه به اضافت با گناهى ديگر عقابش كمتر باشد، آن صغيره باشد و آنچه عقابش بيشتر باشد، آن كبيره باشد. پس يك گناه به اضافت، صغيره باشد و هم كبيره؛ صغيره باشد بالاضافة الى ما هو اكبر منه و كبيره باشد بالاضافة الى ما هو اصغر منه، و آنچه از سلف حكايت كرديم دليل صحت اين قول مى كند؛ چو به معنى فرقى نيست». [٢]
[١] روح الجنان، ج ٣، ص ٣٧١ ـ ٣٧٢.[٢] همان، ج ٧، ص ٣٤٥. نزد اماميه، حدّ كبيره معين نيست؛ چون هر معصيت نسبت به معصيت كبيرتر از خود، صغيره است و ميان صغير و كبير، حدّ محدود و معين نيست و در موارد متوسط بايد احتياط كرد. اما معتزله عقيده دارند كه ميان صغيره و كبيره حدى محدود هست كه ما نمى دانيم و خدا ما را از آن آگاه نكرده است. عده اى از علماى متأخر شيعه، مانند: شيخ مرتضى انصارى و صاحب جواهر نيز در اين باب، مذهب معتزله را اختيار كرده اند. حق همان قول عموم شيعه است و نظر معتزله معقول نيست.